تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
ولى هنوز فراگير نشده بود كه معارضه و دشمنى با او شروع شد و گسترش يافت . و ما در اينجا با دو سؤال روبرو مىشويم : اول اينكه اين معارضه چه وقت و چگونه پديد آمد . و دوم اينكه بر چه وسايل و ابزار اساسى تكيه داشت ؟ و سؤال دوم مهمتر است . بنابراين ، بر ماست تا بكوشميم و ابتدا سؤال اول را پاسخ بگوييم .

الف - رساله‌ى عروه :

طبرى براى ما نسخه‌اى را حفظ كرده كه حاوى يك پيمانِ نوشته شده در زمانهاى دور است و آثار صحت در آن آشكار است : « هشام‌بن عروه روايت كند كه او براى عبدالملك مروان نوشت : « اما بعد ، او - يعنى رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) - هنگامى كه قوم خود را به سوى هدايت و نورى كه خداوند بر او نازل كرده بود ، دعوت نمود ، در ابتداى دعوت از او دورى نكرده و نزديك بود تابع او گردند . تا آنكه طاغوتهاى آنها را زير سؤال برد و گروهى از ثروتمندان قريشى از طائف آمدند و او ار در اين كار مورد انكار قرار دادند و بر او سخت گرفتند و آنچه را كه به آنها مىگفت ناخوش داشتند و پيروان خود را بر او شورانيدند و عامه مردم از او برگشتند و رهايش كردند . مگر آنها كه خداوند نگاهشان داشت ، كه اندك بودند . پس از آن تا آنجا كه خدا مقدر كرده بود درنگ كرد . سپس رؤساى آن قوم تصميم گرفتند تا پيروان او را كه فرزندان و برادران و افراد قبيله خودشان بودند شكنجه و آزار دهنده و از دين خدا بازگردانند . و اين فتنه‌اى بس شديد و لغزاننده بود كه بر پيروان رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) از اهل اسلام وارد آمد و برخى بدان مبتلا شدند و هركه را خدا خواست از آن در امان بداشت . و چون اين كار با مسلمانان انجام شد ، رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) فرمانشان داد تا به حبشه بروند . زيرا ، در حبشه پادشاهى صالح بود كه او را « نجاشى » مىگفتند و هيچ كس در سرزمين او ستم نمىديد ، و او به خاطر اين صلاحيت مورد ستايش بود . سرزمين حبشه محل تجارت قريش بود و در
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 423 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى