رأيى كه گويد : اين سوره اوّلين چيزى است كه از قرآن نازل گرديده ، و در هيچ مقطع ديگرى با سخن سوره علق معارضه نشده است ، و فرمان به عبادت اولين چيزى است كه ممكن است نسبت به محتواى اصلى قرآن انتظار صدور آن را داشت . و كلمه « إقرأ » تنها متوجه محمد است . اگر چه متوجه كردن آن به سوى پيروانش نيز دشوار نيست . زيرا منظور داشتن پيروان در خطاب اشكالى بر آنچه در لحظه وحى مورد نظر است وارد نسازد . يعنى خطاب اول مخصوص دروانى است كه هنوز شروع به دعوت ديگران نكرده است . و بعيد نيست كه محمد دريافتهاى ديگرى نيز داشته باشد ، دريافتهايى كه آنها را جزيى از قرآن نمى دانسته است . و ما نمونه آن را در همين كلمات : « تو رسول الله هستى » مىيابيم .
6 - سوره مدّثّر ، فترت :
در اين باره روايتى از « جابر بن عبدالله انصارى » گويد : « آياتى كه در ابتداى « سوره مدثر » آمده ، اوّلين آيات وحى شده است . آياتى كه مى گويد :
قُمْ فَأَنْذِرْ
« برخيز و بيم ده » و آشكارا فرمان مىدهد كه مانند يك نبى يا رسول عمل نمايد . ولى اين نمىتواند اوّلين آيات وحى شده باشد مگر آنكه محمّد دعوت عمومى خود را بىدرنگ آغاز كرده باشد . ولى اگر برعكس آن باشد ، اين كلمات نمىتواند اولين كلمات وحى باشد . و ما ديديم كه كلمه « إقرأ » ضرورتاً متضمن رسالت و دعوت عامّه نيست . و استمرار نقل اين روايت بر خلاف آن رأى عامّى كه مىگويد : ابتداى وحى « سوره علق » مىباشد ، اشارهاى است بر اينكه اين روايت نيز ، متضمن بخشى از حقيقت است . و اقرب آنست كه اين تعبيرى از شروع دعوت مردم باشد .
مونتگرى وات همچنين در كتابش : « محمد در مكه » گويد :
« سزاوار آن است كه بگوييم محمد در ابتداى دعوتش تا حدودى موفق شد .