علم و دانشى درباره آنها نداريد و فقط از گمان و پندار پيروى مىكنيد ! !
حال ، اگر فرض كنيم كه گويندهاى چنين بگويد : « آيا لات و عزّى را ديدهايد ؟ و منات آن بت سومى ديگر را ؟ - اين خوبرويان و الا مقام كه از آنها اميد شفاعت مىرود - آيا شما را پسر باشد و او [ / خدا ] را دختر ؟ اين كه تقسيمى ناعادلانه است . اينها چيزى نيستند جز نامهايى كه شما و پدرانتان به آنها دادهايد و خداوند هيچ دليلى بر آن نفرستاده است . اينان تنها از ظن و گمان و هواى نفس پيروى مىكنند » بنابر اين فرض ، آيات گذشته به چنين پندارى مىانجامد كه : « اين خوبرويان و الا مقام ، كه از آنها اميد شفاعت مىرود اينها چيزى نيستند جز نامهايى كه شما و پدرانتان به آنها دادهايد و خداوند هيچ دليلى بر آن نفرستاده است ! ! » .
نمىدانم طراحان و سازندگان اين افسانهى سست و سخيف چگونه متوجه اين معنى نشدهاند كه گفتهاند : « شيطان بر زبان رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) افكند تا پس از يادآورى « لات و عزّى و منات » بگويد : « اين خوبرويان و الا مقام ، كه از آنها اميد شفاعت مىرود » ؟ ! چگونه متوجه نشدهاند كه پس از آيه :
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ . . .
بلافاصله اين عقيده مورد تمسخر و استهزاء قرار گرفته و خداوند متعال فرموده :
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى . تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى
؟ و سپس به استنكار و تكذيب پندار آنها پرداخته و مىفرمايد :
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ . . .
« اين تنها نامهايى است كه شما و پدرانتان به آنها دادهايد و خداوند هيچ دليلى بر آن نفرستاده است » و به دنبال آن ، شفاعت خود فرشتگان بدون اذن خداوند را نيز انكار مىكند . حال چگونه بتهاى ساخته شده به شكل آنها شفاعت مىكنند ؟ ! و اين انكار را دوباره درباره نامگذارى فرشتگان به نامهاى مادينه نيز تكرار مىكند و مىفرمايد : « مشركان هيچگونه علم و دانشى به آن ندارند . » و سپس پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) را فرمان مىدهد كه از آنها روى بگرداند و آنان را بدينگونه با سخن خداى متعال بكوبد