سورهى مورد بحث را براى او قرائت كد و چون به آن دو جملهاى كه شيطان بر زبان او رانده بود رسيد ، جبرئيل گفت : « من اين دو جمله را نياوردهام ! » و رسول خدا فرمود : ( صلى الله عليه و آله ) « بر خدا دروغ بسته و از قول او چيزى را گفتهام كه نگفته است ! » و خداوند نيز چنين نازل فرمود :
وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ
* . . . * . . .
ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً
« نزديك بود تو را از آنچه بر تو وحى كرده بوديم ومنحرف سازند تا غير آن را به دروغ به ما نسبت دهى . . . سپس براى خود در برابر ما ياورى نيابى . » « 1 »
و پيامبر پ ( صلى الله عليه و آله ) س از آن پيوسته اندوهگين بود تا اين آيه بر او نازل گرديد :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
« ما پيش از تو هيچ رسول يا بنىاى را نفرستاديم مگر آنكه چون آرزو [ ى نجات قومش را ] نمود شيطان در آرزو و خواسته او [ شبهه ] افكند . و خدا آنچه را كه شيطان مىافكند نسخ و نابود مىكند و آيات خويش را استوارى مىبخشد . و خداوند دانا و حكيم است . » « 2 »
گويد : « هجرت كنندگان به حبشه كه شنيدند اهل مكه همگى اسلام آوردند ، گفتند : « آنها نزد ما محبوبترند » و به سوى خويشاوندان و ديار خود بازگشتند ، ولى متوجه شدند كه مكيان هنگامى كه خداوند شبهات شيطان را نسخ و نابود كرده ، به گذشته خويش بازگشتهاند . » « 3 »
2 - طبرى اين داستان را با شرح بيشتر از « محمدبن كعب قرظى » به تنهايى نيز روايت كرده و گويد :
هامش
( 1 ) - اسراء / 73 و 75 .
( 2 ) - حج / 52 .
( 3 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ص 341 340 ؛ تفسير او ، ج 17 ص 131 ، در تفسير آيه .