خداوند آنگاه كه از « لات و عزّى و منات » آن بت سومى ديگر ياد مىكند ، مىفرمايد :
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى * تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى * إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ . . .
« آيا شما را پسر باشد و او را دختر ؟ اين كه تقسيمى ناعادلانه است . اين تنها نامهايى است كه شما و پدرانتان به آنها دادهايد . . . » « 1 »
و چون از سوى خدا چيزى بر او نازل گرديد كه آنچه را كه شيطان بر زباش رانده بود ، همه را نسخ و نابود كرد ، قريش گفتند : « محمد ازآنچه دربارهى خدايان ما گفته پشيمان شده و آن را تغيير داده و غير آن را آورده است . » و آن دو جملهاى كه شيطان بر زبان رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) رانده بود ، در هان مشركان افتاده و بيش از گذشته بر شرارت خود مىافزودند . « 2 »
3 - طبرى از « ابوالعاليه » روايت كند كه گفت :
« قريش به رسول خدا گفتند : « همنشينان تو بردگان بنىفلان و آزادشدگان بنىفلان هستند . اگر تو خدايان ما را به نيكى ياد كنى ، همنشين تو خواهيم شد . زيرا ، اشراف عرب نزد تو مىآيند و چون ببينند كه همنشينان تو اشراف قومت باشند گرايش بيشترى به تو پيدا مىكنند . » گويد : شيطان در آرمان و آرزوى او شبهه ايجاد كرد و هنگامى كه اين آيه نازل شد : ا
فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى * وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
شيطان بر زبان او چنين القاء كرد : « تلك الغرانيق العلى ، و ان شفاعتهنّ ترجى مثلهنّ لاينسى » « اينها خوبرويان والامقامى هستند كه شفاعتشان مايه اميد است و همانند اينها فراموش نگردند . »
گويد : پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) پس از تلاوت آن به سجده افتاد و مسلمانان و مشركان نيز با او سجده كردند . و هنگامى كه دانست چه بر زبانش جارى شده ، بر او گران
هامش
( 1 ) - نجم / 23 21 .
( 2 ) - تفسير طبرى ، ج 17 ص 131 - 132 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ص 339 338 ، چاپ مصر و ج 1 ص 1192 - 1194 ، چاپ اروپا .