تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
و ديگر مفسران خلفا در تفاسير خود آورده‌اند . براى كشف بطلان و بىپايگى اين افسانه و تمحيص و پاكسازى سنت رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) از اين نسبت ناروا ، از خداوند متعال استمداد جسته و اين افسانه را بدان‌گونه كه در تفسير طبرى ( متوفاى 310 ه - ) آمده مىآورديم و مورد بررسى قرار مىدهيم : 1 - طبرى از « محمدبن كعب قرظى و محمدبن قيس » روايت كند كه آن دو گفتند : « رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) در انجمنى از انجمنهاى پر جمعيت قريش نشست و آرزو كرد كه در آن روز چيزى كه باعث دور شدن قريش از او گردد ، بر وى نازل نگردد ، كه خداوند عزوجل چنين نازل فرمود :
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى * ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى
« سوگند به ستاره هرگاه كه پنهان شود . كه صاحب شما نه گمراه شده و نه گژ راهه رفته است . » و پيامبر آن را قرائت كرد تا بدنيجا رسيد كه :
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى * وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
« آيا لات و عزّى را ديديد ؟ و منات آن بت سومى ديگر را ؟ » و در اينجا شيطان اين دو جمله را بر او القاء كرد : « تلك الغرانيق العلى ، و ان شفاعتهنّ لترتجى » « اين خوبرويان والامقام ، شفاعتشان مورد اميد است . » او نيز آنها را بر زبان راند و سپس دنباله سوره را تا به آخر قرائت نمود و در پايان سوره سجده كرد و همه آنها كه در آن انجمن بودند سجده كردند ، و وليدبن مغيره كه پسر شده و توان سجده كردن نداشت كفى از خاك برگرفت و بر پيشانى نهاده و بر آن سجده كرد . آنها از آنچه پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) بر زبان رانده بود خشنود شدند و گفتند : « ما ميدانيم كه خداوند زنده مىكند و مىميراند ، و اوست كه مىآفريند و روزى مىدهد . ولى اين خدايان ما نيز براى ما نزد او شفاعت مىكنند . پس ، اگر سهمى براى ما قرار دهى ، ما با تو خواهيم بود . » اين دو راوى گويند : « شب كه شد جبرئيل نزد پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) آمد و آن حضرت