ج - و نيز ، با سند خود از « عبيدبن عمير » رويات كند كه گفت : « رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) در بيمارى منجر به فوت خويش فرمود : « اى مردم ! به خدا سوگند با تمسك به من چيزى نياييد . زيرا من جز آنچه را خدا حلال كرده حلال ننمايم و جز آنچه را خدا حرام فرموده حرام ننمايم . اى فاطمه دخت رسول الله ! اى صفيه عمهى رسول الله ، براى آنچه را خدا حرام فرموده حرام ننمايم . اى فاطمه دخت رسول الله ! اى صفيه عمهى رسول الله ، براى آنچه نزد خداست كار كنيد ، كه من به هيچ روى شما را از خدا بىنياز نسازم . »
د - و نيز ، با سند خود از « سعيدبن مسيب » روايت كند كه گفت : « رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) فرمود : « اى فرزندان عبدمناف ! من به هيچ روى شما را از خدا بىنياز نسازم . اى عباسبن عبدالمطلب ! من به هيچ روى تو را از خدا بىنياز نسازم . هرچه مىخواهيد از من بپرسيد . »
بررسى اين احاديث
اين احاديث چهارگانه از حيث زمان با شرايط و حال و هواى بيمارى منجر به فوت رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) در مدينه تناسب دارد ، ولى با شرايط مكه و در سال سوم بعثت - چنان كه در احاديث پيشين آمده بود - دمساز نيست . از اين چهار حديث ، سند و متن حديث اول و دوم صحيح است . ولى متن و سند حديث سوم و چهارم مورد بحث و مناقشه مىباشد .
اينها نتيجه بررسىهاى ما در روايات ابتداى نزول وحى بر رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) و شروع دعوت آن حضرت بود . در بحث بعد - به اذن خداى متعال - روايات « افسانهى غرانيق » را مورد بررسى قرار مىدهيم .