تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
پيوست و تعداد مسلمانان به سه نفر رسيد و در اين باره شواهد محكمى است كه اسلام در مدتى دراز از اين سه نفر تجاوز ننمود . « 1 » سپس زيدبن حارثه و جعفربن ابىطالب بعد از مدتى مديد به آنها پيوستند ، كه ما زمان مشخص اسلام آوردن آن دو را نمىدانيم . خداوند متعال در سال سوم بعثت پيامبر اكرم ( صلى الله عليه و آله ) را فرمان داد تا خويشاوندان نزديكش را به اسلام دعوت كند . و اين پس از آن بود كه سه سال از دعوت سرّى به اسلام گذشته و آيه‌ى 214 سوره‌ى شعراء چنان كه داستان آن را پيش از اين از زبان امام اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) دريافتيم ، حامل اين تكليف بود . و بعد از اين وحى آسمانى بود كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) خويشاوندان نزديكش را به ميهمانى فراخواند و آنها را بيم داد و پيام الهى را به آنان رسانيد ، و پس از اين دعوت ، دعوت و فراخوانى به اسلام گسترش يافت و مردمانى گوناگون به تدريج اسلام را پذيرفتند و شمار مسلمانان فزونى گرفت . و هنگامى كه پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) در مكه بود زمينه براى چنين خطاب عامى به قريش آماده نبود ، زيرا ، قريش جز شمار اندكى به او ايمان نياورده بودند تا آنها را از عذاب جهنم بيم دهد و از شفاعت و عدم آن سخن گويد . چنين سخنى آنگاه صحيح است كه قريش تسليم اسلام شده و به رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) همانند يك پيامبر اعتقاد پيدا كنند ، اگر چه اعتقادى ظاهرى باشد . اما در حالتى كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) شبانه‌روز با قريش و مترفين و مستكبرين و پيروان آنان درگير است و آنها مسخره‌اش مىكنند و احيانا شكمبه بر سر مباركش مىاندازند و خاكستر بر روى شريفش مىريزند ، در چنين دورانى سخن گفتن پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) با آنها درباره اينكه او نمىتواند شفاعتشان
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ص 312 311 ، چاپ دوم مصر با سه حديث در اين‌باره ؛ الاستيعاب در حاشيه الاصابة ، ج 3 ص 163 ؛ الاصابه ، ج 2 ص 480 ؛ اسدالغابه ، ج 4 ص 49 ، شرح حال شماره 3696 .