خويشاوندان نزديك آن حضرت قرار داده كه فرزندان عبدالمطلب و بنىهاشماند ، و نه غير آنها از قبايل قريش !
چهارم - در روايت « ابوامامه » گويد : هنگامى كه اين آيه نازل شد ، رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) بنىهاشم را بر درب خانه و زنان و خانوادهاش فاطمه و عايشه و حفصه و امسلمه را در درون آن گرد هم آورد و فرمود : . . . در حالى كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) با عايشه و حفصه و امسلمه در مدينه ازدواج كرد ، و اين آيه - چنان كه بيان داشتيم - در مكه و در سال سوم بعد از بعثت نازل گرديده است !
اين حال احاديثى است كه آنها را به صحابه نسبت دادهاند . و ما بدان خاطر كه بحث به درازا نكشد از آوردن روايات منسوب به تابعين كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) را درك نكردهاند تا ما را از حوادث عصر او آگاه كنند ، در مىگذريم . همچنين است حال راويانى كه پس از تابعين آمدهاند .
پس از آشكار شدن تناقض اين روايات با واقعيت تاريخى اكنون به مدارك موضوعات اسلامى مراجعه مىكنيم و براى ما روشن مىشود كه همه اين روايات از دو واقعه زيرين سخن مىگويند :
هنگام كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) به رسالت مبعوث شد ، افراد خانواده او يعنى زوجهاش خديجه ، پسر عمويش على و غلامش زيد به او ايمان آوردند ، و در سال سوم بعثت آيهى :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
نازل گرديد ، كه بخشى از داستان آن را امام على ( عليه السلام ) شاهد و شريك حادثه بدينگونه بيان مىدارد :
طبرى و ابنعساكر و ابناثير و ابنكثير و متقى هندى و ديگران از امام على ( عليه السلام ) روايت كنند كه فرمود : « هنگامى كه آيه :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
بر رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) نازل شد آن حضرت مرا خواست و فرمود : « اى على ! خداوند مرا فرمان داده تا خويشاوندان نزديكم را بيم دهم و من به خاطر آن در تنگنا قرار گرفتهام ، و چون مىدانستم كه هرگاه اين كار را شروع كنم چيزهاى ناپسندى