14 هجرى بنا شده خانهاى داشته است و تنها دليل صحابى بودن او همين است . علماى رجال گويند : حديثى جز اين از او سراغ نداريم ، و بخارى اين حديث را صحيح نمىدانسته و آن را در كتابش وارد نكرده و گويد : « دليل بطلان اين روايت و اينكه « زهير » صحابى نيست آن است كه او در اين حديث نگفته است كه آن را از رسول خدا شنيده است . »
نتيجه آنكه كسى كه « زهير » را در شمار صحابه آورده تنها به اين حديث اعتماد كرده است ، در حالى كه اين حديث بر اينكه زهير پيامبر را ديده باشد دلالتى ندارد ، بلكه ملاقات او با پيامبر را مورد ترديد قرار مىدهد .
بنابراين هيچ يك از دو راوى اين حديث ، پيامبر را در مكه ديدار نكردهاند تا از حالات او در ابتداى دعوت خبر بدهند .
و روايت هفتم از « انسبن مالك » است كه در سال سوم بعثت در مدينه به دنيا آمده است . يعنى در سال نزول آيه ! حال او چگونه از داستان نزول آيه در همين سال در مكه مكرمه خبر مىدهد ؟ !
و روايت هشتم از « براءبن عازب » است كه از قبيله « اوس » و از انصار مدينه است و در سال دوم هجرى در جنگ بدر حضور يافت و چون سنّ او به پانزده سال نرسيده بود ، رسول خدا به او اجازه شركت در نبرد را نداد . حال چگون از شأن نزول آيهاى خبر مىدهد كه دوازده سال پيش از آن در مكه نازل شده است ؟ !
و در روايت نهم از « ابوامامه » است كه در باب كُنيههاى كتاب « اسدالغابه » پنج نفر را با اين كُنيه معرفى كرده است .
1 - ابوامامه اسعدبن زراره كه در « بيعت عقبه » اول و دوم حاضر شده و در ماه
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٤٤