تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
كه اگر آشكارش كنند همه احكام باطل گردند . » مىگويم : « برادران من ! به اين تخليط و آشفتگى قبيح بنگريد و ببينيد چگونه ادعا مىكند كه ظاهر شريعت با باطن آن مخالفت دارد ! » « 1 » غزالى گفته است : « كودك صغير يكى از صوفيان تلف شد . به او گفتند : اى كاش از خدا مىخواستى او را به تو بازگرداند . او گفت : اعتراض من بر قضاى او از تلف شدن فرزندم بر من دشوارتر است . » « 2 » او همچنين از « ابى الكرينى » حكايت كند كه گفته است : « در محلّه‌اى مسكن گزيدم و به درستى و صلاح شهرت يافتم و در دلم جاى گرفت . بدين خاطر وارد حمام شدم و جامه‌ى فاخرى را نشان كردم و آن را دزديدم و پوشيدم و سپس خرقه خود را به تن كردم و بيرون آمدم و آهسته آهسته به راه افتادم تا به من رسيدند و خرقه‌ام بركندند و جامه را گرفتند و تيانچه بر صورتم نواختند و پس از آن به دزد حمام شهرت يافتم و جانم آرام گرفت . » غزالى گويد : « و اين گونه نفس و جان خود را راضى مىكردند تا خداوند آنها را از نظر به خلق و سپس نظر به خويشتن برهاند . آرى ، اهل حال هرگاه چيزى را در اصلاح قلوب خويش مفيد ببينند ، نفس خود را با آن درمان مىكنند . چيزى كه فقيه بدان فتوا ندهد . سپس به تدارك و جبران تقصير و كوتاهى خويش مىپردازند . همان‌گونه كه اين شخص در حمام انجام داد . » مىگويم : « منزه است آنكه ابوحامد را از دايره فقه بيرون كرد تا كتاب احياء را تصنيف نمايد ! و اى كاش همانند اين نارواها را در آن نقل نمىكرد . و شگفت آنكه آنها را حكايت كرده و نيكو شمرده و اصحاب آن را اهل حال مىنامد ! و چه حالى قبيح‌تر از حال آن‌كس كه با شرع مخالفت نمايد و مصلحت را در نهى
هامش
( 1 ) - تلبيس ابليس ، ص 288 . ( 2 ) - همان ، ص 340 339 .