و باز داشتن از آن بداند ؟ ! و چگونه روا باشد كه صلاح قلوب را با انجام گناه به دست آورد ؟ ! و چگونه براى مسلمان روا باشد كه خويشتن را به گونهاى عرضه كند كه او را سارق بنامند ؟ و آيا سزاوار است كه در حضور شاهدان الهى در زمين ، به دنبال وهن و سستى دين خود و نابودى آن باشد ؟ اگر مردى با همسرش در مسيرى بايستد و سخن گويد و او را لمس كند تا كسانى كه بىخبرند وى را فاسق بنامند ، مسلماً گناهكار است . اضافه بر آن ، چگونه تصرف در مال ديگران بدون اجازه آنان روا باشد ؟ بهويژه كه در مذهب احمدبن حنبل و شافعى تصريح شده كه هركسى از حمام جامهاى را بدزدد كه نگهبان دارد ، قطع دست او واجب است . بخصوص از اهل حال ، تا در محدوده خود عمل كنند ! نه ! به خدا سوگند ما شريعتى داريم كه اگر ابوبكر صديق هم بخواهد از آن بيرون شده و به رأى خود عمل كند ، از او پذيرفته نگردد . و شگفتى من از اين فقيهِ فقه نهادهى تصوف گزيده ، بيش از آن جامه دزد است . » « 1 »
و نيز گويد : ابوحامد غزالى حكايت كند كه : « ابوتراب نخشبى » به مريدش گفت : « اگر تنها يك بار ابايزيد را ببينى از هفتاد بار ديدن خدا براى تو سودمندتر است ! »
مىگويم : « اين به مراتب فوق جنون است . » « 2 »
اينها بخشى از منقولات « ابنجوزى » از كتاب « احياء علوم الدين » غزالى بود و ما اندكى بر آن مىافزاييم و مىگوييم :
از كمال عرفان غزالى در كتاب « احياء العلوم » اين است كه مىگويد : « اگر گفته
هامش
( 1 ) - تلبيس ابليس ، ص 355 .
( 2 ) - همان ، ص 354 .