گدايى روا باشد ؟ ابوحامد غزالى چهقدر ساده و آسان فقه را به تصوف فروخته است ؟ ! » « 1 »
و گويد : ابو حامد غزالى در كتاب احياء گفته است : « مقصود از رياضت پاكسازى قلب است و اين جز در خلوت و تاريكى حاصل نگردد . » و گفته است : « اگر محل تاريكى نيافت ، سر خويش را در جبّه خود بپيچاند يا عبا و ازار بر سر كشد . در چنين حالتى است كه نداى حق را مىشنود و جلال حضرت ربوبيت را مشاهده مىكند . »
ابنجوزى گويد : مىگويم : « به اين ترتيبات بنگر ! و شگفت آنكه اينها از يك فقيه دانشمند صادر مىشود ! به راستى او از كجا مىداند كه آنچه را مىشنود نداى حق و آنچه را مشاهده مىكند جلال ربوبيت است ؟ چه چيز ايمنىاش بخشيده كه آنچه مىيابد از وسوسهها و خيالات فاسد نباشد ؟ و اين حالتها از كسانى كه گرسنگى را بر خود تحميل كنند تا دچار ماليخوليا گردند آشكار مىگردد ، و انسانهاى اندكى هستند كه در چنين حالاتى مصون مىمانند ، جز آنكه ، هرگاه سر خود را در جامه پيچد و چشم خود را بربندد ، چنين چيزها را در خيال خود مىبيند - تا آنجا كه گويد - : اگر انسان سر به زير اندازد و چشم خود را ببندد پندار و خيالش به جولان آيد و اوهامى بيند كه در گمان او همانهايى است كه غزالى حضرت ربوبيتش خواند و . . . و ما از چنين وسوسهها و خيالات فاسد به خدا پناه مىبريم ! »
و نيز گويد : ابوحامد غزالى طوسى در كتاب احياء آورده است كه : « برخى گويند : ربوبيت را سرّى است كه اگر آشكار كند نبوت باطل گردد . و نبوت را سرّى است كه اگر عيان شود علم باطل گردد . و علماى خداشناس را سرّى است
هامش
( 1 ) - تلبيس ابليس ، ص 288 .