همو در كتاب احياء گويد : « برخى از شيوخ در ابتداى ارادت خويش از شب زندهدارى خسته و كسل مىشد ، بر خود واجب كرد كه در طول شب روى سر خويش بايستد تا شب زندهدارى را با خشنودى پذيرا گردد . » گويد : « برخى از مريدان حبّ مال را بدين گونه درمان كرد كه همه اموالش را فروخت و به دريا انداخت ! »
ابن جوزى در حاشيهى اين حكايت گويد : « شگفت آورتر از همه اينها نزد من ، خود غزالى است كه چگونه اين چيزها را نقل كرده و انكار نمىكند ؟ ! و چگونه انكار كند چيزى را كه براى تعليم و آموزش به ديگران آورده و پيش از نقل آنها گويد : « شايسته آن است كه شيخ و مراد حالت مريد مبتدى را در نظر گرفته و اگر ديد اموال او بيش از مقدار نيازش مىباشد ، مالش را ستانده و در راه خير مصرف نمايد و قلبش را از توجه به آن فارغ و آسوده نمايد . و اگر ديد حالت كبرياى بر او چيره شده ، فرمانش دهد تا براى كار و تلاش به بازار رود و به گدايى و مواظبت بر آن وادارش نمايد . و اگر ديد بطالت و بيهودگى بر او غالب آمده ، او را به توالتشويى و پاكسازى محلهاى آلوده و زندگى در مطبخ و مكانهاى دودآلود وادارد . و اگر ديد ميل به غذا در او بسيار است ، به روزهدارى فرمانش دهد . و اگر ديد عزب است و شهوتش با روزه شكسته نشود ، دستورش دهد تا يك شب با آب بدون نان افطار كند و شب با نان بدون آب ، و او را از خوردن گوشت مطلقاً ممنوع نمايد ! »
مىگويم : « من به راستى از ابوحامد در شگفتم كه چگونه به اين امورِ مخالف شريعت فرمان مىدهد ؟ او چگونه ايستادن بر روى سر در طول شب را روا مىدارد تا خون به صورتش بازگردد و باعث بيمارى شديد او گردد ؟ ! او چگونه پرتاب مال به دريا را جايز مىشمارد در حالى كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) از هدر دادن مال نهى فرموده است ؟ و چگونه براى كسى كه مىتواند كسب و كار كند ، سؤال و
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣١