مىگردد ، و زمين او سجده گاه و وسيله طهارت [ / تيمم ] است ، كه هرجا وقت نمازش فرا رسد تيمم نمايد و نماز بگزارد ، و پيشينيان او در تنگنا هستند و جز در كنيسهها و بِيع نماز نمىگزارند . »
ابونعيم اصفهانى گويد : « ويژگيها و صفات پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) در كتابهاى آسمانى و در نزد رهبانان و اسقفها و احبار ، و علماى يهود و نصارى بسيار فراوان است ، و آنها دربارهى بعثت و رسالت او علمى يقينى همچون ضرورتى دارند . زيرا انبيا صلوات الله عليهم همگى بعثت و رسالتش را بشارت داده و امتهايشان را به تصديق او - اگر دركش نمودند - وصيت و سفارش نمودهاند . و نيز ، همه اينها در كتابها و نوشتارهاى گذشته با طرق متواتر از پدران و پيشينيانشان بدانها رسيده و در دسترس ايشان قرار گرفته است . » « 1 »
ب - و نيز ، در دلائل النبوة از « محمدبن اسحاق » روايت كند كه : « هر قل هنگامى كه نامه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) را از « دحيهى كلبى » دريافت كرد به او گفت : « واى بر تو ! به خدا سوگند من مىدانم كه صاحب تو نبى مرسل است و او همان است كه ما چشم به راه او هستيم و مشخصات او را در كتاب خود مىيابيم ، ولى من از روميان بر جان خود مىترسم ، و اگر چنين نبود او را پيروى مىكردم . اكنون به نزد اسقف « ضغاطر » برو و داستان را برايش بازگو كه به خدا سوگند او در سرزمين روم از من برتر ، و سخنش از سخن من پذيرفتهتر است . نزد او برو تا ببينم چه مىگويد . » گويد : دحيهى كلبى نزد اسقف رفت و او را از نامهى رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) به هر قل و دعوت او به اسلام آگاه كرد . ضغاظر گفت : « به خدا سوگند صاحب تو نبى مرسل است و ما او را با مشخصاتش مىشناسيم و نامش را در كتابهاى خود مىيابيم . » سپس به اندرون رفت و جامهى سياهى بر سر انداخت و
هامش
( 1 ) - دلائل النبوة ، ص 85 - 89 ، ح 45 .