كنند كه گفت : رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) فرمود : « من در مكه سنگى را مىشناسم كه پيش از آنكه مبعوث گردم ، بر من سلام كرد . » « 1 »
ب - در طبقات ابنسعد از « برّه بنت ابىنجراء » روايت كند كه گفت : « رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) آنگاه كه مرود كرامت خداوندى قرار گرفت و نبوتش آغاز گرديد ، هرگاه براى رفع نياز بيرون مىرفت به گونهاى دور مىشد كه خانهاى ديده نشود و چون به درهها و درون صحراها مىرسيد ، از كنار هيچ سنگ و درختى عبور نمىكرد مگر آنكه مىگفتند : « السلام عليك يا رسول الله » و او به راست و چپ و پشت سر خود مىنگريست و چيزى نمىديد . » « 2 »
ج - در سنن ترمذى و سنن دارمى از « علىبن ابى طالب » روايت كنند كه گفت : « همراه با پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) از مكه به سوى برخى از نواحى آن بيرون آمديم و در راه با هيچ كوه و درختى روبرو نشد مگر آنكه مىگفت : « السلام عليك يا رسول الله ! » « 3 »
رسول خدا بعداز بعثت :
الف - در دلائل النبوة از قول « مغيرةبن شعبه » روايت كند كه گفته است : « هنگامى كه نزد « مقوقس » پادشاه مصر رفتهاند به آنها گفته است : « چگونه از دست جويندگانتان رهيديد و خودتان را به من رسانديد در حالى كه محمد و يارانش بين من و شما هستند ؟ . . . » - تا آنجا كه گويد : - مقوقس گفت : « او پيامبرى است براى همه مردمان كه اگر به سرزمين قبطيان [ / مصر ] و روميان برسد او را پيروى مىكنند . زيرا عيسىبن مريم آنها را بدان فرمان داده است ، و اين صفاتى
هامش
( 1 ) - مسند احمد ، ج 5 ص 89 ؛ سنن ترمذى ، ج 13 ص 110 .
( 2 ) - طبقات ابنسعد ، ج 8 ص 247 ، چاپ بيروت .
( 3 ) - سنن ترمذى ، ج 13 ص 111 . سنن دارمى ج 1 ص 12 مقدمه . مستدرك حاكم ، ج 2 ص 620 .