تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
كه شما براى او بيان مىداريد ، صفاتى است كه انبياى پيش از او با آنها مبعوث شده‌اند ، و به زودى منزلتى مىيابد كه هيچ‌كس با او منازعه ننمايد و دين او تا آنجا كه اسب و شتر راه پيمايد و درياها پايان پذيرد گسترش مىيابد ، و نزديك است كه قوم او با نيزه‌ها به ستيزه‌اش برخيزند . . . » مغيره گويد : « به خانه‌هاى خود بازگشتيم و من در « اسكندريه » ماندم و به همه « كنيسه‌ها » سركشى كردم و از « اسقف‌ها » ى قبطى و رومى درباره‌ى صفات « محمد » و آنچه از او مىدانند سؤال نمودم ، تا آنكه يكى از اسقف‌ها راكه رئيس كنيسه ابىغنى بود ديدار كردم ، كسى كه مردم بيمارانشان را نزد او مىآوردند تا براى آنها دعا كند ، و كسى كه در بين آنها كه نمازهاى پنجگانه را به جا نمىآوردند كوشاتر از او را نمىديدم . به او گفتم : « به من بگو آيا از انبيا كسى باقى مانده است ؟ » گفت : « آرى ، او آخرين انبياست كه بين او و بين عيسىبن مريم پيامبر ديگرى نخواهد بود ، و او پيامبرى است كه عيسى به ما فرمان داده تا پيرويش كنيم . او نبى امى عربى است كه نامش « احمد » است . نه بلند قامت است و نه كوتاه قد ، در دو چشمش اندكى سرخى است . نه سفيد است و نه سياه . مويش انبوه ، لباسش خشن ، طعامش ساده و شمشيرش بر دوش است و از اينكه با چه كسى روبرو گردد باكى ندارد . خود او همراه يارانش مستقيم به ميدان جنگ مىرود و آنها خود را فدايىاش مىدانند و او را از فرزندان و پدران خويش دوست‌تر دارند . از سرزمين « قرظ » در نزديكى مكه خروج مىكند و از « حرم » ى به « حرم » ديگر مىرود و به سرزمينى « سباخ » و باير و نخلستانى مهاجرت نمايد و بر دين ابراهيم باشد . » مغيرةبن شعبه گفت : « از صفاتش آگاه‌ترم كن » گفت : « اندامش را مىپوشاند و اطرافش را مىشويد ، و ويژگى خاصى كه نسبت به انبياى پيش از خود دارد آنكه : « هر پيامبرى براى قوم خود مبعوث مىشد و او براى همه مردمان مبعوث