تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
آورد . » گويد : پس از آن جبرئيل براى مدتى نزد او نيامد ، و خديجه به وى گفت : « به نظر من پروردگارت بر تو خشم گرفته است » و خداوند عزّوجلّ چنين نازل فرمود :
وَ الضُّحى * وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى * ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى
« 1 »

عبيدبن عمير ليثى :

همه اين خبرها را يك جا در روايت نقّال و قصه‌گوى اهل مكه « عبيدبن عمير ليثى » مىيابيم . چنان كه هريك از « ابن‌هشام » و « طبرى » با سند خود از « وهب‌بن كيسان » مولاى آل زبير روايت كرده‌اند كه گفت : شنيدم « عبدالله‌بن زبير » به « عبيدبن عمير » مىگفت : « عبيد ! براى ما بگو شروع نبوت رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) به گاه آمدن جبرئيل چگونه بود ؟ » عبيد - در حضور من به عبدالله‌بن زبير و مردمى كه نزد او بودند - گفت : « رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) سالى يك ماه در « غار حراء » پناه مىگرفت و اين از كارهاى نيك قريش در جاهليت بود . پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) اين يك ماه را در آنجا اقامت مىنمود و نيازمندانى را كه نزد او مىآمدند اطعام مىكرد . و هرگاه اقامت يك ماهه‌اش به پايان مىرسيد - در بازگشت - به اولين جايى كه مىرفت كعبه بود . پس ، هفت بار - يا بيشتر - طواف مىكرد و سپس به خانه خود مراجعت مىنمود . تا آنگاه كه ماه مورد نظر خداوند عزّوجلّ و هنگام بعثت و كرامت رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) فرا رسيد ، و آن در ماه رمضان بود كه پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) - به سان سالهاى پيش - با خانواده خويش به حراء رفت و بدان شبى پيوست كه خداوند گرامىاش داشت و به رسالتش برگزيد و بندگان را در آن شب مورد
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى ، ج 30 ص 161 و 162 در تفسير آيات مذكور . تاريخ طبرى ، چاپ مصر . ج 2 ص 300 و چاپ اروپا ، ج 1 ص 1149 1148 . تفسير سيوطى ، ج 6 ص 369 368 . ترجمعه آيات : « سوگند به روز ، هنگام آغازش * و سوگند به شب ، هنگام آرامش * كه پروردگارت تو را ترك نكرده و بر تو خشم نگرفته است . »
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 289 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى