معدهاى است كه پادشاهان آرزومند آنند ! و اما در آخرت : مسلم اين حديث را بهدنبال حديثى آورده كه بخارى و ديگران با بيش از يك طريق از گروهى از صحابه روايت كردهاند كه ، رسول خدا فرمود : « خداوندا ! من تنها يك بشرم ! پس ، هر بندهاى را كه دشنام دادم يا تازيانه زدم يا نفرين كردم ، و او سزاوار آن نبود ، آن را كفّاره و وسيله تقرّب او به خودت در روز قيامت قرار بده . » پس ، مسلم از حديث اول و اين حديث براى معاويه تركيبى از فضيلت پديد آورد ، و هدفى جز اين نداشته است . » « 1 » پايان سخن ابنكثير .
مراد او از اين سخنان آن است كه نفرين پيامبر بر معاويه ، دعايى است به نفع او در دنيا و آخرت ! اما در دنيا همان است كه آن را « مزيت پرخورى پادشاهان » ناميده ، و اما در آخرت ، به احاديثى اعتماد كرده كه به رسول خدا نسبت داده شده كه آن حضرت - پناه بر خدا - مؤمنان را لعنت مىنمود و دعا ميفرمود كه آن لعنت براى آنها پاكى و پاكيزگى باشد ! و مسلم آنگاه كه اين حديث را در آخر اين باب آورده براى معاويه رضوان و تقرّب به خدا را در روز قيامت اثبات كده است ! !
و نيز دليل ما سخن « ابنحجر هيتمى » است كه در كتاب خود « الصواعق المحرقه » گويد : « لعنت آن حضرت بر « حكم » و پسرش ، زيانى بر آنها نرساند . زيرا ، او آن را با سخن خود در حديث ديگر بديننحو جبران نموده كه : « او بشر است و همانند افراد بشر خشمگين مىشود . » و از پروردگارش مىخواهد تا كسى را كه او دشنامش داده يا نموده يا نفرينش كرده ، آن را براى او رحمت و پاكى و پاكيزگى و كفاره قرار بدهد . »
* * *
هامش
( 1 ) - البداية و النهاية ج 8 ص 119 و 120 .