تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
و نيز ، آنچه درباره‌ى لعن « حكم » و فرزندانش از رسول خدا در احاديث آمده ، همه براى آنها پاكى و پاكيزگى و پاداش و رحمت بوده است ! ! يكى از آنها روايت « عبدالرحمان‌بن عوف » است كه گويد : « هركس صاحب نوزادى مىشد آن را نزد پيامبر مىآورد و آن حضرت براى او دعا مىنمود . روزى « مروان‌بن حكم » را آوردند . فرمود : « او مارمولكِ زاده‌ى مارمولك و ملعونِ زاده‌ى ملعون است . » « 1 » و ديگرى روايت « عمربن مرّة جهنى » است كه گويد : « حكم‌بن ابىالعاص براى ورود بر رسول خدا اجازه خواست . پيامبر صداى او را شناخت و فرمود : اجازه‌اش دهيد ، مارى است يا بچه‌مارى است ! لعنت خدا بر او باد و بر هر كس كه از صلب او بيرون آيد ، مگر مؤمنان آنها كه بسيار اندكند . آنها در دنيا شريف و در آخرت پست باشند ، صاحبان مكر و خدعه و فريب كه در دنيا عظيم به شمار آيند و در آخرت بهره‌اى نيابند . » « 2 » و آنچه كه در حديث « ابن‌عمر » آمده است ؛ گويد : « در حالى كه پيامبر با او راز مىگفت - يعنى با على - ناگهان ترسان و هراسان سر برداشت ! گويد : پيامبر يا شمشيرش در را نيمه باز كرد و به على فرمود : « برو و او را به مانند گوسفندى كه
هامش
( 1 ) - مستدرك حاكم ، ج 4 ص 479 . گويد : اين حديثى صحيح الاسناد است . ( 2 ) - مستدرك حاكم ، ج 4 ص 481 . گويد : اين حديث صحيح الاسناد است ؛ كنزالعمال ، ج 11 ص 349 ؛ و منتخب آن ، ج 5 ص 453 .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 273 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى