تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
تا بدين حد تنزّل مىدهد و هر گونه اعتماد به او و لعنت و دعاى او را از بين مىبرد ! و اين شگفتى آنگاه افزون مىشود كه به « صحيح مسلم » مراجعه نماييم و ببينيم او باب ويژه‌اى را براى آن ترتيب داده و گويد : « باب كسى كه پيامبر لعنتش كند يا دشنامش دهد يا نفرينش نمايد و او سزاواز آن نباشد ، براى او پاكى و پاداش و رحمت باشد . » « 1 » مسلم اين باب را با حديث « ام‌المؤمنين عايشه » و اين سخن او گشوده كه : « دو نفر بر رسول خدا وارد شدند - تا آنجا كه گويد : - پيامبر گفت : « من تنها يك بشرم . پس ، هر يك از مسلمانان را كه لعن كردم يا دشنام دادم ، آن را براى او پاكى و پاداش قرار بده . » و با اين حديث ابن‌عباس آن را به پايان برده كه : « پيامبر او را به‌دنبال معاويه فرستاد و به او فرمود : « برو و معاويه را نزد من بخوان . » گويد : آمدم و گفتم : او در حال خوردن است . فرمود : « خداوند شكمش را سير نگرداند . » بنابراين ، نفرين پيامبر بر معاويه براى او پاكى و پاكيزگى و پاداش و رحمت بوده است ، و نيز براى پدرش ابوسفيان ، آنگاه كه رسول خدا - در حالى كه معاويه پدرش ابوسفيان را راه مىبرد - درباره‌ى آن دو فرمود : « خداوند راهبر و رهرو را لعنت فرمايد ، واى بر امت من از معاويه چند چهره ! » « 2 »
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، ص 27 24 ؛ تيسير الوصول ، ج 3 ص 292 . ( 2 ) - ابن‌سعد در « طبقات » در شرح حال « نصربن عاصم ليثى » از پدرش روايت كند كه گفت : « وارد مسجد رسول خدا شدم و ديدم اصحاب پيامبر مىگويند : از خشم خداو رسولش به خدا پناه مىبريم ! گفتم : چه شده ؟ گفتند : اندكى قبل معاويه دست پدرش را گرفت و در حالى كه رسول خدا بر منبر بود از مسجد بيرون رفتند و پيامبر درباره‌ى آن دو چه سخنى فرمود ! ابن‌سعد نصّ فرموده‌ى رسول خدا را نياورده ولى ابن‌اثير در « اسدالغابه » و ابن‌حجر در « اصابه » در شرح حال « عاصم ليثى » گفته‌اند : پسر وى « نصر » از او روايت كرده كه گفت : وارد مسجد پيامبر شدم و ديدم اصحاب رسول خدا مىگويند : از خشم خدا و رسولش به خدا پناه مىبريم ! گفتم : براى چه ؟ گفتند : رسول خدا اندكى قبل خطبه مىخواند كه مردى برخاست و دست پسرش را گرفت و با هم بيرون رفتند و رسول خدا فرمود : خداوند راهبر و رهرو را لعنت فرمايد ؛ واى بر اين امت از فلانِ چند چهره ! - و چنان كه ديديم - ابن‌سعد نام معاويه را در روايت آورده ، ولى صريح كلام رسول خدا ( صلىالله‌عليه‌وآله ) را براى حفظ مقام معاويه و ابوسفيان نياورده است ، و بان‌اثير و ابن‌حجر كلام رسول خدا را آورده‌اند و نام راهبر و رهرو را نياورده‌اند ! ! مراجعه كنيد : طبقات ابن‌سعد ، ج 7 ص 78 ؛ اسدالغابه ، ج 3 ص 76 ؛ اصابه ، ج 2 ص 237 و 238 ، شرح حال شماره‌ى 4355 .