است :
« بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ حُسنَ الأخلاق . »
« من مبعوث شدهام تا اخلاق نيكو را به كمال برسانم . » « 1 »
و انسبن مالك گفته است : « پيامبر خوشاخلاقترين مردم بود . » « 2 »
چگونه ممكن است اين روايات صحيح باشد ، در حالى كه « عياضبن حماد » صحابى پس از آنكه اسلام آورد از روسل خدا پرسيد : « يا نبى الله ! مردى از قومم كه از من پايين تر است مرا دشنام مىدهد ، آيا پاسخش را بگويم ؟ فرمود : « دو نفرى كه به هم دشنام مىدهند دو شيطانى هستند كه دروغ مىگويند . » « 3 »
و همو روايت كند كه ، رسول خدا فرموده : « گناه دشنامدهندگان هرچه گفتهاند ، بر عهدهى كسى است كه آغاز كرده تا آنگاه كه مظلوم از حدّ تجاوز نمايد . » « 4 »
و از « ثابتبن ضحاك » - از اصحاب بيعت شجره - روايت كنند كه گفت : « رسول خدا فرموده : « . . . و كسى كه مؤمنى را لعنت كند مانند آن است كه او را كشته باشد ، و كسى كه مؤمنى را نسبت كفر دهد ، مانند آن است كه او را كشته باشد . « 5 »
هامش
( 1 ) - موطأ ، مالك ، كتاب حسنالحلق ، ج 2 ص 904 ؛ مسند احمد ، ج 2 ص 381 ؛ مستدرك حاكم ، ج 2 ص 613 .
( 2 ) - صحيح بخارى ، كتاب الادب ، ج 4 ص 55 ؛ صحيح مسلم ، كتاب المساجد ، ج 1 ص 457 ح 267 ، و باب استحباب تحنيك المولود ، ح 30 ؛ سنن ابىداوود ، كتابالادب ، ج 4 ص 246 .
( 3 ) - مسند احمد ، ج 4 ص 162 ؛ طبقات ابنسعد ، ج 7 ص 36 در شرح حال عياض ؛ كنزالعمال ، ج 3 ص 341 ، چاپ هند حيدراباد دكن .
( 4 ) - مسند احمد ، ج 2 ص 235 و 488 و 517 ، و ج 4 ص 162 و 266 ؛ صحيح مسلم ، ج 4 ص 2000 ح 68 ؛ سنن ابىداوود ، ج 4 ص 274 ؛ صحيح ترمذى ، كتابالبّر ، باب 51 ، ج 8 ص 151 .
( 5 ) - صحيح بخارى ، كتاب الادب ، ج 4 ص 39 ؛ مسند ابىعوانه ، ج 1 ص 44 و 45 .