دادند تا رداى خويش را در دستان آنها رها نمود و بر آستانه در پريد و وارد خانه شد و فرمود : « خدايا ! اينها را لعنت كن ! » عايشه گفت : يا رسول الله ! اين قوم كه هلاك شدند ! فرمود : « نه چنان است ! به خدا سوگند اى دختر ابوبكر ! من با پروردگار خود - عزّوجلّ - شرطى بدون خلاف بسته و گفتهام : من تنها يك بشرم كه همانند ديگر افراد بشر دلتنگ مىشوم . پس ، هريك از مؤمنان كه هدف خشم من قرار گرفت ، آن را كفّارهى او بگردان » « 1 »
و در عبارت ديگرى : « من با خداى خود شرطى نهادهام كه خلافى ندارد و گفتهام : خداوندا ! من تنها يك بشرم كه همانند آنها به خشم مىآيم ، و آنچه آنها مىيابند من نيز مىيابم . پس ، هريك از مسلمانان را كه زدم يا دشنام دادم يا لعنت كردم يا اذيت نمودم ، آن را براى او آمرزش و رحمت و مايهى نزديكى به خودت در روز قيامت قرار بده . » « 2 »
و در روايت ديگرى : « اى عايشه ! آيا نمىدانى بين خود و پروردگارم چه پيمانى بستهام ؟ گفتم : پروردگارا ! من بشرم و همانند افراد بشر به خشم مىآيم . پس ، هريك از مسلمانان را كه نفرين كردم ، آن را درود بر او قرار بده . » « 3 »
و در روايت ديگرى : « اى عايشه ! آيا نمىدانى بين من و پروردگارم چه گذشته است ؟ به پروردگارم گفتهام : من تنها يك بشرم كه به خشم مىآيم . پس ، هر نفرينى كه در حال خشم بر يكى از امتم يا يكى از اهل بيتم يا يكى از زنانم نمودم ، آن را براى او بركت و آمرزش و رحمت و پاكيزگى قرار بده . » « 4 »
10 - از « عايشه » گويد : « رسول خدا دستهايش را بالا مىبرد و دعا مىكرد تا
هامش
( 1 ) - مسند احمد ، ج 6 ص 107 .
( 2 ) - كنزالعمال ، ج 3 ص 348 ح 3039 .
( 3 ) - همان ، ص 349 ح 3041 .
( 4 ) - همان ، ص 347 ح 3027 .