تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
5 - در سنن ابن‌ماجه با سند خود از « انس‌بن مالك » روايت كند كه گفت : « رسول خدا از برخى محله‌هاى مدينه عبور كرد و دختركانى را ديد كه دف مىزنند و آوازه مىخوانند و مىگويند : ما دختركانى از بنىنجّار هستيم ، به‌به از محمّد كه چه همسايه خوبى است . و پيامبر فرمود : « خداوند مىداند كه من شما را دوست دارم . » « 1 »

خلاصه‌ى اين روايات

الف - فشرده‌ى روايات غنا :

اين روايات مىگويند : « رسول خدا در روز عيد قربان در خانه‌ى ام‌ّالمؤمنين عايشه بود و دو تن از دختركان آوازه‌خوان در حضور او شعارهاى دشنام‌دار دو قبيله‌ى اوس و خزرج در جنگ « بعاث » را مىخواندند كه ابوبكر وارد شد و نشر صوت غنا را گناه دانست و آن دو خواننده را نهى كرد و ام‌ّالمؤمنين عايشه به آنها اشاره كرد تا آنها بيرون رفتند . »

ب - فشرده‌ى روايات رقص :

رواياتى كه مىگويد پيامبر و عايشه به تماشاى رقص حبشىها در مسجد الرسول برخاستند ، تعبيرهاى گوناگونى دارند از جمله آنكه : در برخى از آنها آمده است : « پيامبر عايشه را با رداى خود مىپوشانيد تا او نمايش حبشىها را تماشا كند و عمر از كار آنها روى برمىتافت و زجر و نهىشان مىنمود ، ولى رسول خدا خوشرويى نشان داد و به آنها فرمود : « اى بنىارفده [ / حبشىها ] آسوده‌خاطر باشيد تا يهود و نصارى بدانند كهدر ديم ما فضاى باز هست . » و در روايتى آمده بود كه « عمر آمد و آنها دست كشيدند » و در ديگرى آمده بود كه « عمر ظاره شد و مردم پراكنده شدند و رسول خدا فرمود : « مىبينم كه
هامش
( 1 ) - سنن ابن‌ماجه ، ج 1 ص 612 ؛ و نزديك به آن در صحيح بخارى ، ج 3 ص 171 .