شياطين جن و انس از عمر فرار مىكنند ! »
و در روايت ديگرى گويد : « پيامبر او را با رداى خود مىپوشانيد . و در ديگرى : به تماشاى آنها ايستاد و من چهرهى او را مىديدم . و در ديگرى گويد : مرا پشت سر خود قرار داد و گونهام بر گونهاش بود . و در ديگرى گويد : من از ميان شانهها و سر او نظاره مىكردم و او گفت : « عايشه ! آيا سير نشدى ؟ » و من مىگفتم : نه ، تا قدر و مقامم را نزد او بدانم و ديدم كه ايم پا و آن پا مىكند . »
ج - فشردهى روايات مجلس عروسى
: در يكى از روايات آمده بود : « پيامبر در مجلسى شركت نمود كه عروس به مردان و زنان شربت مىداد و در ديگرى آمده بود كه : بر روى بستر عروس نشست و نوازندگان دف مىزدند و كشتهشدگان بدر را ياد مىكردند . و در سومى آمده بود كه عروس پذيرايى مىنمود و پيامبر و ديگران را شربت خرما نوشانيد . »
و ديگر آنكه ، « پيامبر در شب زفاف عروسى انصار به عايشه گفت : هيچ وسيله سرگرمى همراه شما نيست ؟ انصار از سرگرمى خيلى خشنود مىشوند . و در ديگرى به او گفت : آيا با عروس كسى را كه آواز بخواند همراه نموديد . زيرا انصار از مكالمه با زنان لذت مىبردند و در روايتى ديگر گويد : پيامبر از كنار دختركانى كه دف مىزدند و آواز مىخواندند عبور نمود . . . و گفت : خداوند مىداند كه من شما را دوست دارم . »
بررسى روايات گذشته
نمىدانم آيا پيامبر مسجد خود را براى اقامهى نماز و قرائت قرآن و نشر تعاليم اسلام و ادارهى شؤون مسلمانان بنا كرده بود ، يا براى نمايش رقص و سرگرمى ؟ !
و نمىدانم آيا « امّالمؤمنين عايشه » از رسول خدا بلندقامتتر بوده است تا بتواند گونهاش را بر گونهى آن حضرت بنهد يا آنكه رسول خدا در تمام اين مدت