رسول خدا را به مجلسى عروسى خود دعوت كرد و زن او كه عروس بود پذيرايى مىنمود . سهل گويد :
مىدانيد رسول خدا چه نوشيد ؟ مقدارى خرما از سر شب براى او خيسانيدم و چون غذا خورد ، از آن به او نوشانيدم . » « 1 »
3 - در صحيح بخارى با سند خود از « سهل » روايت كند كه گفت : « هنگامى كه « ابواسيد ساعدى » عروسى كرد ، پيامبر و اصحابش را دعوت نمود ، و هيچكس جز همسرش « امّاسيد » غذاى آن را تهيه ننمود و نزد آنها نياورد . مقدارى خرما از سر شب در ظرفى سنگى خيسانيد و هنگامى كه پيامبر از غذا خوردن فارغ گرديد آن را آماده نمود و به آن حضرت نوشانيد و ارمغان ويژه آن حضرت گردانيد . » « 2 »
4 - در صحيح بخارى با سند خود از « امّالمؤمنين عايشه » روايت كند كه گفت : « عروسى را به خانه مردى از انصار بردم . پيامبر فرمود : « عايشه ! هيچگونه وسيله سرگرمى با شما نيست ؟ انصار از سرگرمى خيلى خشنود مىشوند ؟ » « 3 »
و در روايتى در سنن ابنماجه « 4 » از ابنعباس روايت كند كه گفت : « عايشه يكى از خويشاوندانش را به ازدواج يكى از انصار درآورد . رسول خدا آمد و فرمود : « عروس را به خانه شوهر برديد ؟ گفتند : آرى . فرمود : كسى را كه آواز بخواند با او همراه كرديد ؟ عايشه گفت : نه ، رسول خدا فرمود : « انصار مرديماند كه از مكالمه با زنان لذت مىبرند ، اى كاش كسى را همراه او مىنموديد تا بخواند : « اتيناكم اتيناكم ، فحيانا و حياكم . » « 5 »
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، ج 3 ص 170 و 171 و 215 ؛ صحيح مسلم ، ج 3 ص 159 .
( 2 ) - صحيح بخارى ، كتاب النكاح ، ج 3 ص 171 ؛ سنن ابنماجه ، ج 1 ص 616 نزديك به آن .
( 3 ) - همان ، ج 3 ص 169 .
( 4 ) - سنن ابنماجه ، كتاب النكاح ، ج 1 ص 612 .
( 5 ) - نزد شما آمديم ، نزد شما آمديم ، مبارك ما باشد ، مبارك شما باد !