« خلافت اموى » تبديل گرديد . بدين خاطر ، بزرگان قريش به رهبرى حزب ابوبكر و در رأس آنها « امّالمؤمنين عايشه » با آن به معارضه پرداختند . او رهبرى معارضين را بر عهده داشت و آنان را به كشتن عثمان برمىانگيخت : گاهى پاىافزار رسول خدا را به مسجد مىآورد و مىگفت : « اين كفش رسول الله است . هنوز پوسيده و نابود نشده عثمان سنت او را واژگون و نابود كردهاست » و گاهى مىگفت : « اقتُلوا نعثلًا فقد كفر » : « نعثل [ / عثمان ] را بكشيد كه كافر شده است ! »
مجاهدتها و تلاش او در طول شش سال به بار نشست و گروههاى انقلابى مسلمان را به سوى مدينه كشاند و پسر عمويش « طلحه » را بر بيت المال چيره ساخت .
در اين هنگام « امّالمؤمنين عايشه » براى حج به مكه رفت و عثمانِ محاصره شده در خانه را به حال خود رها كرد و يقين داشت كه او كشته مىشو و مردم با پسر عمويش « طلحه » بيعت مىكنند .
او كه اين حوادث را به فال نيك گرفته و رجوع خلافت به خاندانش را لحظه شمارى مىكرد ، در راه بازگشت به مدينه آنگاه كه با خبر شد مسلمانان با على ( عليه السلام ) بيعت كردهاند ، به آوردنده خبر گفت : « به خدا سوگند كه اگر آنچه اتفاق افتاده بر صاحب تو [ / على ( عليه السلام ) ] استقرار يابد ، بهتر است اين آسمان بر زمين فرود آيد . » سپس به سوى مكه بازگشت و تغيير موضع داد و شعار عثمانكشى را به شعار خونخواهى عثمان تبديل كرد . واليان و فرمانداران معزول عثمانى و اموى نيز كه دشمنان امام على ( عليه السلام ) بودند به حمايتش برخاستند و همه با هم به سوى بصره و جنگ با امام على ( عليه السلام ) گسيل شدند . امام بر لشكر او پيروز شد و وى را به مدينه بازگردانيد .
او در حالى به مدينه بازگشت كه اندوهى جانكاه وجودش را فراگرفته بود و شوهر خواهرش « زيبر » و پسر عمويش « طلحه » - نامزد وى براى مقام خلافت - در
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٩