روايت حديث مىپرداخت و « ليست الثكلى كالمستأجره » گريه زن مصيبت ديده با گريهى تغزيه گردان يكسان نيست !
و مهمتر آنكه ، ما در طول بررسىهاى خود در تاريخ و حديث ، دريافتيم كه « امّالمؤمنين عايشه » زندگانى پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) را تكيه گاه و ابزار خواستهها و تمايلات خويش قرار داده است : او آنگاه كه قصد شوراندن مردم بر عثمان را داشت ، پاىافزارى را برون آورد و گفت : « اين كفش رسول الله است ! » و آنگاه كه قصد كوبيدن مروان كرد ، سخن پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) و لعن آن حضرت دربارهى او و پدرش را يادآور شد ، و آنگاه كه در مقام بيان فضيلت و حياى عثمان بود ، روايت كرد كه پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) ران خود را كه در برابر ديگران باز و مكشوف بود به خاطر عثمان پوشانيد ! او همچنين از چگونگى دريافت وحى و نماز و روزه و جنگ و جهاد و ديگر شؤون زندگى رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) از بعثت تا رحلت ، دربارهى همه آنها به روايت حديث پرداخته است .
و بدين گونه ، حديث او از هر حديث ديگرى دربارهى زندگانى رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) بيشتر و پيشتر افتاده است .
و اكنون ، از آنرو كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) برانگيخته شد تا امام و پيشوا و اسوه و الگوى ما باشد ، ما نيز ناچاريم اين احاديث را از جهت متن و موضوع مورد نقد و بررسى قرار دهيم تا صحيح و ناصحيح آن را بشناسيم . بهويژه كه بخشى از مسلمانان سيره و روش پيامبر اكرم ( صلى الله عليه و آله ) را از همين احاديث گرفته و به آن معتقد گرديدهاند ، و مستشرقان نيز ، شرح حال رسول الله را با اعتماد و تكيه بر همين احاديث نوشتهاند ، و مبلغان نصرانى در نقد و اشكال بر اسلام و روش پيامبر اسلام ( صلى الله عليه و آله ) به آن استناد كردهاند .
پس ، اهمال و سستى و رها كردن اين مهم زيبنده ما نيست ، بدين خاطر و به ناچار دشوارىها و رنج اينگونه بحثها را به جان مىخريم ، و خدا را بر كار
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢١