روايت شده از او » ست و تا به حال ( 1417 ه - ) به زيور طبع نرسيده بود ، پس از بررسى مجدد و افزون بحثهاى ضرورى بر آن تقديم مىدارم .
فشردهاى از مباحث جلد اول
ما در جلد اول اين كتاب دريافتيم كه « امالمؤمنين عايشه » در صفحات شخصى زنى است تندمزاج ، عصبى ، زورگو ، باهوش ، تيز فهم و بسيار باغيرت !
او بر شوهرش رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) به اندازهاى غيرت و رشك مىورزيد كه هرگاه آن حضرت زوجه جديدى اختيار مىكرد ، اندوهى جانكاه سراسر وجودش را فرا مىگرفت .
اگر زنى داوطلبانه خود را به رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) مىبخشيد ( و مهريه نمىخواست ) او را شديداً سرزنش مىكرد ، و به ديگرى چنان مىآموخت كه اگر رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) به سوى تو آمد به او بگو : « من از تو به خدا پناه مىبرم ! » تا رسول الله او را طلاق گويد . « 1 »
ظروف غذاى ديگر زنان پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) را كه در روز نوبت او براى آن حضرت غذا مىفرستادند ، مىشكست ، « 2 » و پيامبر را به گاه برخاستن از بستر براى نماز شب و رفتن به بقيع براى استغفار ، تعقيب مىنمود . و هنگامى كه « ماريه » قبطيه « ابراهيم » را به دنيا آورد ، بىتابى مىكرد تا پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) ماريه را به محلى به نام « عاليه » منتقل فرمود .
او را چنان يافتيم كه مىگفت : « بر هيچ يك از زنان رسول خدا به اندازهى خديجه ، رشك نبردم ، زيرا رسول خدا او را بسيار ياد مىكرد و مىستود . » « 3 »
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد : « نقش عايشه در تاريخ اسلام » جلد اول ، دوران زندگانى آن بانو .
( 2 ) - همان مدرك .
( 3 ) - همان مدرك .