سپاهيانش فرمان داده كه از او پيشى افتند تا با زوجهاش مسابقه دهد ؟ !
نمىتوانم فهميد كدام فرماندهى سپاهِ سليم العقلى آن مىكند كه به رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) نسبت دادهاند كه سپاهيانش را فرمان مىدهد به پيش روند تا او با زوجهاش مسابقه دهد ؟ علاوه بر آن ، سپاهيان مىبايست چه مقدار به پيش بروند ، و پيامبر و زوجهاش مىبايست چه مقدار از آنها دور مىماندند تا مسابقه او را با زوجهاش نبينند ؟ آيا اين ممكن است ؟ بر آن بيفزاييد حال رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) و سپاهيانش را ، آنگاه كه از آبشخور مريسيع بازمىگشتند ! آيا هيچ خردمندى وقوع مسابقه در چنان حالتى را تصديق مىكند ؟ !
آيا « امسلمه » نيز ، چنان كه در روايت « عبّاد » از عايشه آمده ، با آن دو بوده ؟ يا چنان كه در روايات « هشامبن عروه » و غير او از عايشه آمده ، با آنها نبوده است ؟ و اگر با آنها بوده و در زمان مسابقه در كجا به سر مىبرده است ؟ در بين سپاهيان يا همراه با آن دو ؟ !
و آيا او در مسابقه دوم در غزوهى « بنىالمصطلق » چنان بوده كه در روايت « عبّاد » آمده كه : زنان در آن زمان سبكوزن بودند و تنها به اندكى از طعام كه فربهشان نسازد بسنده مىكردند ؟ يا چنان بوده كه در روايت « هشام » آمده كه : گوشتى و فربه شده بود ؟
دوم - درگيرى و يارگيرى مهاجران و انصار
حقيقت ماجرا آن است كه ، چون « ابنابى » آن سخنان را گفت ، « حسّانبن ثابت » نيز از او پيروى نمود و به خواندن شعرش در هجو و عيبجويى پرداخت و رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) حركت كرد و سرعت گرفت و سورهى « منافقون » نازل گرديد و « ابنابى » ذليل شد و موضع « حسّان » به سستى گراييد و « صفوان » دليرى كرد و او را در مدينه با شمشير ضربت زد و پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) و « سعدبن عباده » چيزهايى به او