ما با او همراه شديم و خداوند جان و مال دشمنان را به او غنيمت داد . سپس بازگشتيم و رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) در حالى كه آبى به همراه نداشتند در ايستگاهى بدون آب فرود آمد و گردنبند من از گردنم افتاد و پيامبر را از آن آگاه كردم . او مردمان را نگه داشت تا صبح شد و ابوبكر آمد و مرا به شدت مورد سرزنش قرار داد و با دست بر تهيگاهم مىزد و من به خاطر آنكه سر رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) بر رانم قرار داشت و او در خواب بود هيچگونه حركتى نمىكردم . . . سپس با سپاه حركت نموديم تا در سرزمينى پاكيزه و برخوردار از درختان اراك فرود آمديم و او گفت : عايشه ! آيا مسابقه مىدهى ؟ گفتم : آرى و جامهام را بر خود پيچيدم . رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) نيز چنين كرد . سپس مسابقه داديم و از من پيشى گرفت و فرمود : اين در مقابل آن مسابقهاى كه از من پيشى گرفتى ! و آن چنان بود كه آن حضرت به منزل پدرم آمده و همراه من چيزى بود و گفت : آن را به من بده و من سر باز زدم و وى دنبالم كرد و من از او پيشى گرفتم . و اين غزوه پس از نزول حكم حجاب بود . گويد : زنان در آن زمان سبكوزن بودند و تنها به اندكى از طعام كه فربهشان نسازد بسنده مىكردند ، و آن دو نفرى كه شتر مرا راه مىبردند . . . » تا آخر حديث افك .
در اينجا سؤال اين است كه آيا مسابقه اول در برخى از سفرهاى او بوده ، چنان كه در روايت « هشامبن عروه » آمده ، يا در خانه پدرش ، چنان كه در روايت « عبادبن عبداللهبن زبير » آمده است ؟ !
و اگر در خانه پدرش بوده و چيزى در دست داشته كه پيامبر آن را مىخواسته ، چگونه از پيامبر پيشى گرفته و آن حضرت نتوانسته آن را از دست او بگيرد ؟ آيا خانه پدرش بيابان پهناورى بوده تا او از پيامبر پيشى بگيرد و پيامبر نتواند به او برسد ؟ يا آنكه آن خانه محدود بوده و او به هر سو كه مىرفته پيامبر به او مىرسيده است ؟ و اگر مسابقه اول و دوم هر دو در بيابان بوده و هر دو در بين سپاهيان حركت مىكردهاند ، چگونه رواست كه گفته شود : رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) به
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٨٥