نه ديهاى دارد كه پرداخت شود نه قصاصى بايد .
طوفان دريا به گاه ورزيدن باد شمال و هنگامى
كه امواجش بالا مىگيرند و كرانهها را پر از كف مىكنند ،
هيچگاه از طوفان من برتر نباشد ، آنگاه كه ببينىام
از شدت خشم همچون درنده تيزدندان در هم مىدرم !
پس از آن ، عقيده خدايى ، حسّان را بر آن داشت تا آنچه را سروده است
تلافى كند . بدين خاطر پس از آن چنين سرود :
امّا قريش فانّى لم اسمالمهم * حتّى ينيبو من الغيات بالرشد
و يتركوا اللات و العزّى بمعزلة * و يسجدوا كلّهم للواحد الصمد
و يشهدوا انّ ما قال الرسول لهم * حق و يوفوا بعهد الله و الوكد
« امّا قريش ! من هرگز با آنها صلح و آتشى ننمايم ،
تا از گمراهىها به راه رشد بازگردند ،
و « لات » و « عزّى » را رها كرده به دور اندازند ،
و همگى به خداى واحد صمد سجده نمايند ،
و گواهى دهنده كه آنچه پيامبر به آنها فرموده ،
حق است و به عهد و پيمان خدا وفا كنند . »
سخن و سرودهى حسان كه مىگويد : « ژندهپوشان عزيز و پر تعداد شدند و . . . » تا آنجا كه گويد : « همچون درندهى تيزدندان در هم مىدرم » همه اين سخنان ، انعكاس و بازتاب همان سخنى است كه « ابنابى » گفت : « سگت را فربه كن تا تو را بخورد . » زيرا حسّان در سرودهى خود گويد : اين ژندهپوشان خانه بر دوش [ / مهاجران ] عزيز و پر تعداد شدند و « ابنفريعه » يعنى خودش ، يكه و تنها گرديده است ، و اين كنايه از آن است كه انصار در اقليت قرار گرفتهاند . سپس مىگويد :