بودند ، پراكنده شدند . خيمهاى از پوست براى حارث برپا كردند و او يارانش را به صف كرد و آمادهى نبرد شد . عمربن خطاب آنان را مورد خطاب قرار داد و گفت : بگوئيد « لا إله الّا الله » ، و جان و مال خود را نجات دهيد . آنها نپذيرفتندو شروع به تيراندازى كردند . مسلمانان نيز لحضهاى تيراندازى كردند و سپس هماهنگ و يگانه بر مشركان هجوم آوردند و هيچيك از آنها را رها نگذاشتند . ده نفر كشته و بقيه با زنان و بچهها اسير شدند و شتران و گوسفندان نيز به غنيمت درآمدند . از مسلمانان تنها يگ نفر به نام « هشامبن صبابه » كشته شد كه مردى از انصار از خويشاوندان « عبادةبن صامت » كشته شد كه مردى از انصار از خويشاوندان « عبادةبن صامت » به گمان آنكه وى از دشمنان است ، به اشتباه او را كشت .
رسول خا خمس همهى غنايم را جدا كرد و « محميةبن جزء » مسؤول اين كار بود كه يكپنجمها نزد او جمع مىشد ، و صدقات [ / زكاتها ] جداگانه بود . اهل فى و خمس از اهل صدقه و زكات جدا بودند و اهل صدقه نيز از اهل فى بر كنار ، و از صدقات به يتيم و مسكين و ضعيف داده مىشد . اسيران را نيز جدا كردند و در اختيار مردان قرار گرفتند . اجناس و شرتان و گوسفندان هم تقسيم شدند ، و « جويريه » دختر حارثبن ابى اضرار در سهم « ثابتبن قيسبن شماس » يا پسر او قرار گرت و او با وى مكاتبه « 1 » كرد تا با پرداخت نه اوقيه « 2 » طلا آزاد گردد . جويريه نيز هنگامى كه پيامبر بر سر آب بود آن حضرت رفت و گفت : يا رسول الله ! من زنى مسلمانم و شهادتين گفت و خود را معرفى نمود و پيامبر را از آنچه بر او گذشته بود آگاه كرد و درخواست نمود تا درباره مكاتبهاش او را يارى نمايد آن حضرت فرمود : يا بهتر از آن ! مبلغ مكاتبهات را مىپردازم و با تو
هامش
( 1 ) - مكاتبه در فقه اسلامى آن است كه بنده يا كنيز با مالك خود پيمان مىبست كه در مقابل پرداخت مبلغى معين يا انجام كارى مشخص آزاد گردد . ( مترجم )
( 2 ) - اوقيه ، يك دوازدهم رطل و برابر با هفت مثقال است . ( فرهنگ صبا )