شرح زير آمده است :
1 . پيامبر و مردم بيدار شده و حركت كرده بودند .
2 . مردى از انصار كه او را « صفوانبن معطل » مىگفتند ، بيدار شد . در حالى كه صفوان از مهاجرين بود نه از انصار !
3 . پيامبر دربارهى عايشه با « زيدبن ثابت » مشورت كرد ، در حالى كه در روايات كتب صحيح آمده بود : پيامبر دربارهى او با « اسامةبن زيد » مشورت نمود .
ما از آنرو گفتيم اين روايات نيز ، بازتاب روايات « امالمؤمنين عايشه » است كه ميدانيم « ابنعباس » با پدرش در سال هشتم هجرى به مدينه هجرت كردند و او پيش از آن در مدينه نبود ، و « داستان افك » چنان كه « امالمؤمنين عايشه » روايت مىكند ، پيش از آ بوده است ، و نيز ، او همراه امالمؤمنين عايشه و اممسطح نبوده تا آنچه ميان آن دو گذشته را روايت نمايد مگر آنكه آن را از احاديث امالمؤمنين عايشه كه در گذشته آورديم ، شنيده باشد . احاديثى كه از زمان امالمؤمنين عايشه در بين مسلمانان منتشر گريده و همچنان تا به امروز باقى است .
ج - همچنين است آنچه از « ابواليسر » يا « ابوانس » « 1 » روايت شده كه گفته است :
امالمؤمنين عايشه به رسول خدا گفت : « سپاسگزار خدايم نه سپاسگزار تو . »
آيا « ابوانس » در آنجا حاضر بوده تا از گفت و گوهاى آنها خبر دهد ؟ يا آنكه اين خبر نيز بازتاب روايات « امالمؤمنين عايشه » است ؟
د - اما روايت « مسروقبن اجدع » بهزودى در شرح حال او خواهد آمد كه وى « امرومان » را نديده است ، و او پس از وفات « امرومان » به مدينه آمده است .
هامش
( 1 ) - در اسعدالغابه ، ج 5 ص 142 ، در شرح حال او گويد : « ابوانس » انصارى مدنى ، و در آخر شرح حالش گويد : « ابوانس » تصحيف « ابواسيد » است . و در تفسير الدر المنثور او را « ابواليسر » ذكر كرده است .