تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
را ساخته‌اند گروهى از شمايند . » و ابوبكر كه مخارج « مسطح » را تأمين مىكرد و به او صله مىداد و نيكى مىنمود ، سوگند ياد كرد كه ديگر چيزى به او ندهد كه اين آيه نازل گرديد :
وَ لا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ
همچنين پيامبر به ابوبكر فرمود : نزد عايشه رود و او را بشارت دهد . ابوبكر نيز آمد و بىگناهىاش را به او خبر داد و آنچه خداوند درباره‌ى او نازل كرده بود برايش بيان داشت و او گفت : سپاسگزار خدايم نه سپاسگزار صاحب تو ! « 1 »

ج - در روايت ابويسر انصارى

سيوطى در تفسير « در المثور » از ابويسر انصارى روايت كند كه گفت : « پيامبر به عايشه گفت : عايشه ! خداوند بىگناهىات را نازل فرمود . عايشه گفت : سپاسگزار خدايم نه سپاسگزار تو . پس از آن رسول خدا از نزد عايشه بيرون رفت و « عبدالله‌بن ابى » را طلبيد و او را دو « حد » زد و بعد « مسطح » و « حمنه » را خواست و « حد » را بر آنها نيز اجرا كرد . » « 2 »

د - در روايت مسروق‌بن اجدع

در صحيح بخارى با سند خود از « مسروق‌بن اجدع » روايت كند كه گفت : « ام‌رومان مادر عايشه به من گفت : من و عايشه نشسته بوديم كه زنى از انصار وارد خانه شد و گفت : خدا فالنى را نابود كند ! ام‌رومان گفت : قضيه چيست ؟ گفت : پسر من هم در بين تهمت‌زنندگان است ! ام‌رومان گفت : موضوع چيست ؟ گفت : چنين و چنان ! عايشه گفت : رسول خدا نيز شنيده ؟ گفت : آرى . گفت :
هامش
( 1 ) - تفسير سيوطى ، الدر المنثور ، ج 5 ص 28 ؛ شيخ طوسى ( متوفاى 460 ق ) نيز از همين روايت گرفته و در تفسير خود ، تفسير تبيان آورده است . ( 2 ) - تفسير الدر المثور ، ج 5 ص 29 .