تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
از « محمدبن اسحاق » با سياق زير روايت كرده‌اند : « 1 » « پيامبر به هنگام « غزوه‌ى بنىالمصطلق » طبق معمول بين زنانش قرعه كشيد و نام من [ / عايشه ] بيرون آمد و آن حضرت مرا همراه خود به سفر برد . . . » تا آخر حديث . واقدى در كتاب « مغازى » خود در باب « ذكر عايشه و اصحاب افك » روايتى آورده كه فشرده‌ى آن چنين است : « از عبادبن عبدالله‌بن زبير ، گويد : اى مادر ! داستان خودت در « غزوه‌ى مريسيع » را براى ما بيان كن . گفت : برادرزاده ! رسول خدا هرگاه به سفرى مىرفت بين زنانش قرعه مىكشيد و نام هركس بيرون مىآمد او را با خود مىبرد . او دوست داشت كه من در سفر و حضر از او جدا نگردم . و هنگامى كه خواست به « غزوه‌ى مريسيع » برود ميان ما قرعه كشيد و نام من و نام ام‌سلمه بيرون آمد و ما با او همراه شديم و خداوند جان و مال دشمنان را به پيامبر غنيمت داد و پس از آن بازگشتيم . رسول خدا بدون آب در منزلگاهى بىآب به نام « تربان » فرود آمد و در آنجا گردنبند من از گردنم افتاد و رسول خدا را از آن باخبر كردم . آن حضرت مردم را تا صبح در آنجا نگه داشت . مردم ناليدند و سخن‌ها گفتند و گفتند : عايشه ما را زندانى كرده است . و نزد ابوبكر رفتند و گفتند : آيا نمىبينى عايشه چه كرده ؟
هامش
( 1 ) - عبارت از ابن‌هشام است .