بود ، براى او تلاوت نمود .
پس از آن به او فرمود : برخيز و به خانه برو . او برخاست و رسول خدا به مسجد رفت و « ابوعبيده جراح » را طلبيد و مردم گرد آمدند و پيامبر آنچه خداوند در تبرئه عايشه نازل فرموده بود ، براى ايشان تلاوت كرد و بهدنبال « عبداللهبن ابى » فرستاد . او را آوردند و رسول خدا دو حد بر او جارى كرد و بعد بهدنبال حسان و مسطح و حمنه فرستاد و آنها نيز ضربههاى دردناكى را تحمل كردند و بر گردن آنها زده شد .
ابنعمر گويد : رسول خدا از آنرو « عبداللهبن ابى » را دو حد زد كه هركس زنان پيامبر را « قذف » نمايد بر او دو حد باشد .
ابوبكر نيز به مسطح پيام داد كه : از اين پس هرگز در همى صله و ذرهاى خير از من دريافت نخواهى كرد . سپس او را طرد كرد و از منزلش بيرون راند ، كه اين آيه نازل گرديد :
وَ لا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ السَّعَةِ . . .
« توانگران و گشادهدستان نبايد سوگند بخورند كه به خويشاوندان و مسكينان و مهاجران در راه خدا چيزى ندهند . . . » « 1 »
و ابوبكر گفت : اما اكنون كه قرآن نازل شده و فرمانم مىدهد به تو نيكى نمايم ، دو برابرت خواهم داد .
و چون زن « عبيداللهبن ابى » نيز منافق بود ، اين آيه نازل گرديد :
الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ . . .
« زنان خبيث ( يعنى زن عبداللهبن ابى ) براى مردان خبيثاند ، و مردان خبيث ( يعنى عبدالله ) براى زنان خبيثاند ، و زنان طيب ( يعنى عايشه و زنان پيامبر ) براى مردان طيب ( يعنى رسول خدا ) مىباشند . » « 2 »
هامش
( 1 ) - نور / 22 .
( 2 ) - تفسير سيوطى ، الدر المنثور ، ج 5 ص 29 28 ، و سورهى نور آيهى 26 .