تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
وظايف خويش را در دفاع از قرآن و اهل بيت فراموش كرده بود كه با عثمان كنار بيايد . او چون كوهى راسخ بود كه هيچ حادثه‌اى از جايش نمىكند . از اين رو تا به مدينه پا گذاشت . فريادش برخاست ، و ديگر بار به جنگ جاهليت عثمانى رفت . او مىگفت : كودكان را به فرمانروائى منصوب مىدارند ، و براى خويش تيول ترتيب مىدهند . فرزندان آزاد شدگان فتح مكه را ، به بالا مىكشند ، و قرب و منزلت و مقام مىبخشند ! ! سزاى اين مرد خدا ، اين بود كه به « ربذه » تبعيد گردد . بيابانى سخت خشك و بىآب و علف ، آنجا كه ربذه پيش از اسلام در آن سر برده و به شدت از آن متنفر بود . پس از اين تمام دوران زندگى ابوذر ، در ربذه گذشت . او تا پايان عمر در آن بيابان خاموش و هولناك بسر برد . سرانجام هم در همين بيابان ، پس از اين كه همسر و فرزندش « ذر » را از دست داد ، از گرسنگى و بيمارى جان سپرد ، و جز دخترى از خود باقى نگذاشت . به گفتهء مورخين ، ابوذر يك سال در شام بسر برد . او در سال بيست و نهم از هجرت به شام تبعيد گشت ، و در سال سىام معاويه از وى به عثمان شكايت برد ، و به دنبالش با آن وضع فجيع - كه در گذشته شرحش داده شد - به مدينه روانه گشت . آنگاه در همان سال به ربذه تبعيد گشت ، و در سال سى و يك و يا سى و دو در آنجا وفات يافت .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 79 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى