تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
حوادث فراوانى كه بر سر ابوذر آمده است ، به خاطر نادرستى و جعلى بودنش‌ترك نمىكند ؛ بلكه تنها به اين علت كه بازگو كردنشان را دوست ندارد ! ؟ آرى او نمىخواهد دامان اصحاب پيامبر ، مردانى چون عثمان و معاويه بكه‌دار گردد ! ! آنگاه به سراغ عذرخواهان و يا عذر تراشان مىرود ، و اخبار دروغين و افسانه‌اى آنها را در تاريخ بزرگ خويش ، انبار مىكند . اخبارى كه خود نيز از آنها به « قصه » ياد كرده است ، و بدين وسيله راه درايافت حقيقت را بر آيندگان فرو مىبندد ، و سيماى پاك بزرگ مردى چون ابوذر را به محاق تاريكى مىافكند . رفتار ابن‌اثير ، مورخ بزرگ قرون وسطاى تاريخ اسلام نيز به همين شكل است . او نيز در اين جنايت بزرگ و حقيقت سوز تاريخ ، با طبرى همراهى مىكند . ابن‌اثير پس از اين كه اشاره به مطالب فراوان مىكند ، با اين كه اسناد و مدارك گفته‌هايش را تضعيف نمىكند ، از بسط و تفصيل آنها روى مىگرداند ، زيرا مىپندارد ، چنين مطالبى را نبايست بازگو كرد ، چه در نقل آنها قدرتمندان اموى و خلفا آلوده شده و دامانشان لكه‌دار مىگردد . اما ما امروز ، نه در صدد عيب‌جوئى هستيم ، و نه براى كسى بىجهت عذر تراشى مىكنيم ، بلكه تنها از واقعيات حوادث تاريخى ، جستجو مىنمائيم ، تا خدمتى به ساحت مقدس علم و دانش كرده باشيم . البته اين دانشمندان بزرگ را هم به خاطر پوشانيدن حقايق تاريخ اسلام نخواهيم بخشيد ، زيرا آنها در كار خويش جز خشنودى خلفا و قدرتمندان ، هدف ديگرى نداشته‌اند . * * * داستان ابوذر را چنان كه ديديم ، طبرى از « سيف » نقل مىكند ، و ديگر مورخان نيز آن را يا مستقيما از سيف و يا به واسطه از طبرى نقل كرده‌اند . اين داستان خود جزئى از افسانهء « عبدالله‌بن‌سبا » مىباشد كه ساخته و پرداخته ذهن و فكر « سيف‌بن‌عمر » بوده است . ما در جزء دوم اين كتاب - در باب افسانهء عبدالله‌بن‌سباء به سند و اصل - آن را بررسى كرديم . در اين جا بايد بيافزائيم كه داستان ابوذر ، و