تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
مجاهد راستين و خداترس اسلام ، نمىتوان كنار آمد ، وى به هيچ وجه با رسوم جاهلى كه در زير پوشش اسلام زنده مىشد ، پهلو نيمىگيرد ، و آن را به رسميت نمىشناسد . بدين سبب عثمان فرمان داد كه به شام رود ، كه آنجا مرز بود ، و مسلمانان با روميان درگير . شايد ابوذر در اين جنگ‌ها وارد مىشد ، و درستگاه خلافت از دست او مىآسود ! . اما مگر در شام ، چه كسى حكومت مىكرد ؟ معاويه ! ! مردى از بنىاميه ، و بازمانده‌اى از جاهليت سياه و منافقى در لباس اسلام ! ناچار ابوذر در آنجا هم ، از امر به معروف و نهى از منكر ، دست بر نمىداشت . معاويه چنان كه گفتيم ركن بزرگى از اركان جاهليت بود كه اينك ، به مدد عثمان ، بر سرزمين‌هاى پهناورى از اسلام حكومت يافته بود . ناگزير درگيرى پيش آمد ، و ابوذر كارهاى معاويه را كه رنگ اسلام نداشت و جز خودكامگى و كفر ، تفسيرى برايش نبود ، به رخ او مىكشيد ، و از آن نهى مىكرد ! روزى معاويه سيصد دينار براى وى فرستاد . ابوذر چون فرستادهء معاويه و دينارهاى طلا را به همراهش مشاهده كرد ، به دو گفت : اين پولها اگر همان حقوق ساليانهء من از بيت‌المال است كه سال گذشته از آن محرومم داشتيد ! قبول خواهم نمود ، اما اگر صله و هديه است ، مرا بدان نيازى نيست . آن هنگام كه معاويه ساختمان قصر خويش را آغاز كرد - قصرى عظيم با سنگ‌هاى سبز كه ، تا آن وقت در جهان اسلام ، نظير نداشت و جلوه‌اى از جاهليت و هواپرستى ، در سرزمين اسلام بود ! - فرياد ابوذر برخاست . او به معاويه رو كرد و گفت : معاويه ! اگر اين كاخ را از اموال عمومى ، مال خدا ، بنياد كنى ، بطور قطع خيانت كرده‌اى ، زيرا اين گونه اموال بايستى در راه بهبود وضع اسلام و مسلمانان صرف شود ، و خاص هيچ شخصى نيست . اما اگر از اموال خودت باشد ، كه به اسراف و زياده‌روى دست زده‌اى ، مگر يك تن چقدر وسائل زندگى و مسكن لازم دارد ؟