ايمان و عشق راستين ابوذر ، كارها را بر او سهل مىكرد ، به راه افتاد ، و سخت كوشيد ، تا به لشكريان رسيد . آنگاه كه رسول اكرم وى را مشاهده كرد ، كه تنها در بيابان به سوى مجاهدان اسلام راه مىپيمايد ، فرمود :
رحم الله اباذر ، يمشي وحده ، و يموت وحده ، و يبعث وحده
« خداوند ابوذر را رحمت كناد ، تنها راه مىسپارد ، تنها مىميرد ، و تنها برانگيخته مىشود « 1 » »
از آن زمان كه عثمان به خلافت رسيد ، تا هنگامى كه به خاطر نفوذ خويشاوندانش ، كارهاى تازه در پيش گرفت ، چند سال به طول انجاميد . بنابراين ، اوايل دوران خلافت او كه مانند زمان ابوبكر و عمر مىگذشت سردمداران قريش از او راضى بودند . اما از آن روز كه مردانى از بنىاميه در او نفوذ يافتند ، و ساير سران قريش مانند طلحه و زبير و عايشه و عمرو عاص و هواخاهان ايشان بر كنار شدند ، و اوضاع اجتماعى دگرگون گرديد . به دامادش مروان هديهاى بس بزرگ بخشيد ، ماليات سرزمينى چون آفريقا « 2 » و به عموزاده ديگرش ، حارثبنحكم ، سيصد هزار درهم ، و به زيدبنثابتانصارى هواخواهش نيز ، صد هزار درهم ! در اين زمان ابوذر مسئوليتى بزرگ احساس كرد كه اموال عمومى مسلمانان ، در خطر افتاده و حكومت اسلامى ، به تعبير ابوسفيان ، به حكومت جاهلى تبديل شده بود . مىبايست احكام فراموش شدهء قرآن را به ياد آورد ، و مسلمانان را از غفلت و دورى از قرآن و اهل بيت نجات دهد . به دنبال اين احساس ، ابوذر اين آيهء كوبنده را شعار خويش قرار داد :
الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
« كسانى را كه طلا و نقره را به صورت گنج اندوخته ، و آن را در راه خدا بذل و انفاق نمىكنند ، به عذاب دردناك بشارت ده « 3 » » .
روى سخن با بنىاميه بود كه مال مردم و درآمد بيتالمال را ، چون اموال خود دانسته و از آن به راحتى استفاده مىكردند ، مىبخشيدند ، كاخ مىساختند و اسراف مىنمودند . ناگزير سخنان ابوذر به دستگاه اموى برخورد كرد ، و گفتگوهاى تندى ميان ابوذر و عثمان در مىگرفت . عثمان مىديد كه با ابوذر
هامش
( 1 ) « سيرهء ابنهشام » 4 / 179 + « طبرى » 3 / 45 نيز رجوع شود به « طبقات الكبرى » « الاستيعاب » و « اسدالغابه » و « الاصابه » در شرح حال ابوذر .
( 2 ) « انساب الاشراف » 5 / 25 .
( 3 ) قرآن ، سورهء 9 توبه ، آيهء 34 .