در يك شعر هجوآميز و تند ديگرى حسان ، هند را بدين گونه توصيف مىكند :
از آن كسيت بچههايى كه به صحرا افتاده ،
و در ريگزار « اجياد » پا به زمين مىسايند ؟
درد زائيدن او را فرا گرفت ، آنگاه فزند خويش را به دنيا آورد .
در حالى كه مامائى نداشت !
جز وحوش صحرا و جنيان بيابان !
در ميان كودكان بىصاحبى كه در بيابان افتاده بودند ، كودكى هست ، كه نسبت به مادرش بسى و الا مىباشد !
آن زن ، در حالى كه به درد زائيدن ، گرفتار بود با ناتوانى مىگفت :
اى كاش من شتر چرانى مىكردم ، و بدين حالت دچار نمىشدم !
اين كودك را در خاكها به رو درافتاده ، رها كرده و رفتند ؛
در صورتى كه دائى و پدر آن زن هر دو شيخ و رئيس قبيله بودند ! * « 1 » « 2 »
ابنهشام ، سيره نويس مشهور ، در حدود سى و چند قصيده از مسلمانان و مشركين ، دربارهء جنگ بدر ، نقل مىكند كه در آنها از اعمال خشونتبار هند و ابوسفيان سخنها رفته است « 3 » .
هامش
( 1 )لمن سواقط صبيان منبذه * باتت تفحص فى بطحاء أجياد
باتت تمخص ما كانت قوالبها * الا الوحوش و الاجنه الوادى
فيهم صبى له ام لها نسب * فى ذروه من ذرى الاحساب اياد
تقول و هنا و قد وجد المخاص لها * يا ليتنى كنت ارعى الشول للغادى
قد غادروه لحر الوجه منعفراً * و خالها و ابوها سيد النادى( 2 ) « ديوان حسان » / 91 + « شرح ديوان حسان » / 159 - 158 + شرح « نهجالبلاغه » 3 / 387 ، با كمى تغيير .
( 3 ) « سيرهء ابنهشام » 3 / 667 - 581 ، چ محمد محيى الدين عبدالحميد ، مصر .