يهوديان بنىقريظه كه پيمان همكارى با ما داشتند از سر پيمان بازگشتند ، و از جانب ايشان اخبار ناگوار و نوميدكنندهاى به ما رسيده است . در ضمن از سردى و انقلاب هوا ، همانطور كه ملاحظه مىكنيد ، سخت در رنجيم تا آنجا كه آتشهايمان را خاموش كرده و هيچ خيمهاى را بر سر پا گذاشته است . بنابراين من مصلحت را در كوچ مىدانم ، كوچ كنيد . من نيز آمادهء حركت هستم ! ؟
در همان شب تاريك ، لشكر انبوه قريش و هم پيمانانشان راهى مكه و سرزمينهاى خويش شدند « 1 » ابوسفيان براى فرار چنان شتابزده بود كه بدون باز كردن پاى بند شتر ، بر آن جسته مىكوشيد كه زودتر به حركت درآيد !
بدينسان بود كه جنگ بزرگ خندق يا احزاب ، با همهء كوششهاى ابوسفيان بىنتيجه به پايان رسيد ، و لشكر بزرگ مشركين با همهء انبوهى و فراوانى نفرات خويش ، نتوانست كارى عليه دين خدا - اسلام - از پيش ببرد .
هامش
( 1 ) « المغازى » 2 / 490 + « سيرهء ابنهشام » 3 / 715 - 714 ، چ عبدالحميد .