اشعار ديگرى هم حسان ، با قافيهء « دال » ، در همين زمينه سروده كه در ديوان وى به شكل زير آمده است :
اين كودكى كه در گوشهء سرزمين « بطحاء » افتاده است ،
از آن كيست ؟
كودكى كه در خاك ، بىگهواره رها شده است .
او را زنى جوان و زيبا و آزاد ، زائيده ،
وى شيونكنان به سوى صباح عاشق خود رفت .
هان اى هند ، چه قدر خشمگين شدهاى ؟ !
زن محترمى ! كه هرگاه مىخواست خود را خوشبو كند ، بهترين عطرهاى كشور هند را به كار مىبرد .
اين كودك به مادر خود ، هند ، چقدر شباهت دارد !
اما شباهت پدر سياهپوست و مجعد مو - صباح - در وى فزونتر است !
سركشى كرد آن زن پست و خود طغيان عادت هميشگى وى بود ؛
واستخوان به دندان گرفتن و جويدن ! ! * « 1 » « 2 »
هامش
( 1 )لمن الصبى بجانب البطحاء * فى الترب ملقى غير ذى مهد
نجلت به بيضاء آنسه * من عبد شمس صلتهء الخد
تسعى الى الصياح معوله * يا هند انك صلبه الحرد
فاذا تشاء وعت بمقطه * تذكى لها بالوه الهند
غلبت على شبه الغلام و قد * بان السواد لحالك جعد
اشرت لكاع و كان عادتها * دق المشاش بناجذ جلد( 2 ) « ديوان حسان » / 91 چ اروپا + « شرح البرقوقى » / 158 - 157 .