و على را در خانه نيافت . به دختر گراميش گفت : پسرعمويت كجاست ؟
فاطمه گفت : در ميان من و او حوادثى گذشت كه هر دو ناراحت شديم . به دنبال آن وى در خانه خواب نيمروز نكرد ، و بيرون رفت . * « 1 »
پيامبر اكرم به مردى فرمان داد كه به جستجوى على برآيد . مرد پس از مدتى باز آمد ، و گفت : اى رسول خدا ! او در مسجد آرميده است .
رسول اكرم ( ص ) به مسجد آمدند ، و آن حضرت را بر پهلو ، آرميده يافتند ، در حالى كه رداى خود را كه بالاپوش كرده بود ، كنار رفته و بدنش بر روى خاك قرار گرفته بود . رسول اكرم با دريائى از مهربانى و لطف خاك را از بدن وى ستردند ، و فرمودند : برخيز اى ابوتراب ! برخيز اى ابوتراب ! « 2 »
ابوتراب به معناى « يار خاك » است . بنى اميه مىپنداشتند ، اين كنيه براى حضرتش خفتآور است ؛ و نمىدانستند كه اين نامگذارى ؛ خود دليل بر كمال لطف و مهربانى پيامبر ( ص ) نسبت به آن حضرت بوده است ؛ از اين رو مردم را فرمان مىدادند كه بر « ابوتراب » لعنت كنيد .
عامر پسر سعدبن ابىوقاص كه خود شاهد حادثه است ، مىگويد : روزى معاويه پدرم سعد را به حضور خود خوانده به دو گفت : چرا از نكوهش « ابوتراب » خوددارى مىكنى ، و او را ناسزا نمىگوئى ؟
سعد در جواب اين پرسش گفت : مادام كه من سه گفتار رسول خدا را دربارهء او به خاطر دارم ، هرگز ناسزايش نخواهم گفت ، و آن فرمايش و كلام پيامبر ( ص ) نزدم ارجمندتر از بهترين دارائى قوم عرب - شتران سرخ مو مىباشد !
هنگامى كه پيامبر اكرم در يكى از جنگها - تبوك - على را به همراه نبرد ، و او را براى حفظ شهر از شرارتها و كارشكنىهاى منافقان در شهر
هامش
( 1 ) * ما اين حديث را - چنان كه روش ما است - بر اساس مدارك معتبر اهل تسنن آورديم ، و اين احاديث مقدمهء خروج امام را از خانه ، ناراحتىاى مىداند كه بين ايشان و صديقهء طاهره عليهما السلام به وجود آمد ، البته اين مسئله معقول نيست ، و روايات صحيح شيعى حادثه را به نحو ديگرى بيان مىكنند . ( اعلام الوردى / 160 + سفينه البحار 1 / 121 )
( 2 ) مسلم : « الجامع الصحيح » 7 / 124 + بخارى آن را با كمى تحريف مىآورد ؟ ، كتاب الصلاه 2 / 199 + « ارشاد السارى » 6 / 112 + « سنن البيهقى » 2 / 446 .