7 گروهى از لعن كردن سرباز مىزنند !
انكم تلعون الله و رسوله علي منابركم
« معاويه ! شما با لعن كردن على ، خدا و رسول را
بر منبر لعن مىكنيد . »
امسلمه
واليان و مأمورين دستگاه خلافت اموى ، به همين مقدار نيز بسنده نكردند ، بلكه به ياران پيامبر ( ص ) آنها كه علاوه بر شناخت بهتر اسلام ، پاى بندى بيشترى بدان داشتند ، نيز فرمان مىدادند كه از روش ايشان پيروى كنند !
سهل بن سعد مىگويد : مردى از آل مروان * « 1 » بر مدينه حكومت يافت . روزى مرا به نزد خود خوانده فرمان داد على را ناسزا گويم ! من نپذيرفتم .
گفت : حال كه از اين كار امتناع مىورزى ، و على را دشنام نمىدهى ، بگو خداى لعنت كند « ابوتراب » را ! !
به دو گفتم : اميرالمؤمنين على ، نام محبوبتر از « ابوتراب » براى خويشتن نمىشناخت ، و هنگامى كه بدين نام خوانده مىشد ، سخت شادمان مىگرديد .
حاكم گفت : ما را از داستان اين نام آگاه كن ، و علت شادمانى را بازگو .
گفتم : روزى پيامبر بزرگ اسلام ( ص ) به خانهء دخترش فاطمه ( ع ) رفت ،
هامش
( 1 ) مقصود مروان بن حكم مىباشد .