البته چون مردم مسلمان آگاه ، دوستداران خاندان پيغمبر ( ص ) هيچ گاه براى شنيدن خطبهاى كه در آن نكوهش و ناسزا و لعن به امام بود ، حاضر نبودند ، و بيدرنگ پيش از ايراد خطبهء بعد از نماز ، مسجد را ترك مىكردند ، معاويه و فرمانداران وى ، دستور خدا و رسول را در اين زمينه تغيير دادند ، و خطبهء بعد از نماز را ، پيش از نماز مىخواندند .
ابن حزم در كتاب « المحلى » مىنويسد : نخستين بار ، بنىاميه خطبهء نماز جمعه را بر آن مقدم داشتند . اينان عمل نامشروع خويش را بدين گونه توجيه مىكردند كه مردم پس از پايان يافتن نماز ، مجلس آنها را ترك مىكنند ، و به شنيدن خطبه تن در نمىدهد ! اما در واقع اينان بر منبر حضرت على بن ابيطالب را لعن مىكردند ، به خاطر همين كار ، مسلمانان از مسجد فرار مىكردند ، و براستى هم مسلمانان حق داشتند كه چنين كارى بكنند ! ! « 1 »
در صحيح بخارى و مسلم و ديگر كتب معتبر حديث ، از ابوسعيد خدرى چنين نقل شده است : من به همراه مروان آنگاه كه امير شهر مدينه بود ، در روز عيد قربان با فطر از شهر بيرون رفتم . در محلى كه خاص نماز عيد بود ، كثيربن الصلت منبرى بنا كرده بود . مروان به محض رسيدن بدان جا ، خواست كه بالاى آن منبر برود ، و پيش از نماز خطبه بخواند ! من لباس او را بدست گرفتم ، و كوشيدم كه او را از رفتن بالاى منبر باز دارم ، ولى مروان بافشار خويش را از دست من بدر آورد ، و با سرعت بر فراز منبر نشست ، و خطبهء نماز عيد را قبل از آن شروع كرد ! !
آنگاه كه به زير آمد به دو گفتم : بخداى سوگند ! شما دين را تغيير داديد ؟ !
جواب داد : اى ابوسعيد ! آن چيزها كه تو با آن انس داشتى ، و به عنوان دين مىشناختى از ميان رفته است !
گفتمك بخداى سوگند ! آن چه من مىشناختم ، بسى نيكوتر بود از اين بدعتها و ناشناخته ها !
مروان گفت : مردم ، هرگز بعد از نماز براى استماع خطبههاى ما درنگ نمىكردند . به خاطر همين بود كه ما خطبه را به قبل آن منتقل ساختيم ! ! « 2 » .
هامش
( 1 ) ابن حزم : « المحلى » 5 / 86 - 85 ، تحقيق احمد محمد شاكر + شافعى : « الام » 1 / 208 .
( 2 ) بخارى : « الجامع الصحيح » 2 / 111 + « مسلم » 3 / 20 + « سنن ابى داود » 1 / 178 + « ابن ماجه » 1 / 386 « البيهقى 3 / 297 + « مسند احمد » 3 / 10 ، 20 ، 52 ، 54 ، 92 . شخص معترض بر مروان در مسند احمد غير از ابوسعيد است .