كنند كه عيوبى بر دامان پاك آن حضرت نقش نمايد ، و بدان وسيله ديگران را از وى برمانند . البته براى اين حديثسازان درآمدهاى سرشارى تعيين شده بود كه با شوق و رغبت كامل به مار خود دست زنند . آنان هم آنچه مورد پسند وى بود ساختند . از جمله اين دسته افرادى از صحابه چون ابوهريره و عمروعاص و مغيره بن شعبه و از تابعين چون عروه بن زبير بودند .
زُهرى روايت مىكند كه عروه بن زبير براى او حديثى از عائشه بازگفت كه در آن عائشه مىگويد : من نزد رسول خدا ( ص ) بودم كه عباس و على نمايان شدند ، و به سوى ما آمدند . پيامبر اكرم فرمود : اى عايشه اين دو تن بر غير ملت من يا دين من از جهان مىروند ! !
عبدالرزاق از معمر نقل مىنمايد كه نزد زهرى دو حديث موجود بود كه به وسيلهء عروه از عائشه نقل مىشد . اين دو حديث دربارهء على عليه السلام بود . معمر مىگويد روزى از زهرى دربارهء آن دو ( عروه و عائشه ) سؤال كردم . او جواب داد كه تو را با آن دو و حديثشان چه كار ! خداى با حالشان داناتر است ! آنها نزد من در زمينهء بنىهاشم به دروغگوئى متهماند .
حديث اول از اين دو حديث ، همان بود كه در بالا يادآور شديم ، و در حديث دوم كه به وسيلهء عروه از عائشه نقل مىشود ، عائشه مىگويد : من نزد پيامبر اكرم بودم كه على و عباس آمدند . رسول اكرم فرمود : اى عائشه اگر دوست دارى كه دو مرد از اهل آتش را مشاهده كنى ، به اين دو كه به سوى ما مىآيند نظر كن ! ؟ سر برداشتم على و عباس را مشاهده كردم ! ؟ « 1 »
از سرى احاديثى كه عمرو عاص ساخته است ، روايتى مىباشد كه بخارى و مسلم در كتابهاى خويش از وى نقل كردهاند . او مىگويد : شنيدم از پيامبر اكرم كه با صداى رسا مىفرمود : آل ابىطالب در شمار دوستان من نيستند ! بلكه دوستان من خداوند و مؤمنين نيكوكار و صالح مىباشند . « 2 »
بخارى در روايت ديگر اضافاتى بدين حديث دارد كه پيامبر اكرم به
هامش
( 1 ) « شرح نهج البلاغه » 1 / 258 .
( 2 ) اين روايت و اضافاتى كه بعد از آن هست ، در بخارى : « الجامع الصحيح » 3 / 34 ، باب يبل الرحم ببلاها ، كتاب الاداب .