در اين ميان مردم كوفه ، دوستداران خاندان علوى بيش از ديگران زجر و بلا كشيدند .
ديگر بار معاويه به كارگزاران خويش در تمام آفاق فرمانى نوشت كه شهادت هيچ يك از شيعيان على و خاندانش را نپذيريد . و نيز فرمان داد آنچه از دوستداران عثمان و علاقمندان او و آن كسان كه رواياتى در فضيلت وى نقل مىكنند ، و در سرزمين تحت فرمانروائى شما زندگى مىكنند ، بشناسيد ، تا اينكه به خود نزديكشان كنيد ، و اكرامشان بنمائيد . آنگاه آنچه كه اين گونه افراد در فضيلت عثمان روايت مىكنند ، براى من بنويسيد ، و اسم گوينده و نام پدر و خاندانش را يادآور شويد !
آنچنان اين فرمان اجرا گشت ، و خود فروختگان و هوسرانان به خاطر رسيدن به حطام دنيوى حديث جعل كردند كه فضائل عثمان فراوانى گرفت ! زيرا معاويه پول و خلعت و املاك و آنچه در دست داشت ، بىدريغ در اين راه به كار گرفته بود . هر شخص ناشناخته و بىارزش ه نزد كارگزاران معاويه رفته و چيزى را به عنوان حديث منقبت و فضيلت عثمان نقل مىكرد ، مورد توجه قرار مىدادند ، و نامش را مىنوشتند ، و مقام و منزلتى در دستگاه مىيافت ! ؟
پس از مدتى فرمان ديگر معاويه صادر شد كه به كارگزاران خويش دستور داده بود ، اينك روايات فضائل عثمان فروان شده و در همهء شهرها به گوش مىرسد ! پس چون نامهء من به شما رسد ، مردم را دعوت كنيد كه فضائل صحابه و خلفاء اوليه را روايت كنند ، و حديثى در فضيلت ابوتراب نباشد مگر اينكه روايتى همانند آن را در فضل خلفاء نخستين و صحابه براى من بياوريد ، يا ضد آن را روايت كنيد ، اين كار نزد من محبوبتر است ، و مرا بيش از پيش شادمان مىكند ، چه آنكه براى شكستن دلايل و براهين ابوتراب و شيعيان وى ، وسيلهاى قوىتر و برندهتر مىباشد ! ؟ و براى آنها دشوارتر از روايتهائيكه در مناقب عثمان نقل گرديده مىباشد ، و كوبندگى بيشترى خواهد داشت ! !
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٦٧