همين كلمات باشد .
ابن عبد ربه در عقدالفريد نقل مىنمايد كه عائشه گفته بود : دوك ريسندگى و بافندگى در دست زنان ، از نيزهء مجاهدان راه خدا پر ارجتر و برتر و بالاتر است « 1 » .
واقعهء جنگ جمل به همان اندازه كه در روح عائشه اثرى سخت دردآور و رنج دهنده بجاى گذارده بود ، براى حزب اموى فرح انگيز بود ، و تا آنجا كه هر روز به شكلى ياد آور آن مىشدند ، و به انتشار اخبار آن شايق بودند !
ابن عبد ربه مىنويسد : يزيد بن منيه از بصره به شام نز معاويه رفت . او برادر علىبن منيه بزرگ مردم بصره و يكى از سران جنگ جمل و صاحب اصلى شتر عائشه بود . شترى كه وى بر آن نشست ، و جنگ را از فراز آن رهبرى كرد . يعلى با معاويه نسبت خويشاوندى نيز داشت . زيرا دخترش همسر عتبه بن ابىسفيان برادر معاويه بود . آنگاه كه يزيد بن منيه نزد معاويه نشست ، از ديون خود شكايت نمود ، و براى گرفتارى خويش به معايه توسل جست . معاويه گفت : اى كعب ، به دو سى هزار دينار پول بده !
و آنگاه كه وى از جاى برخاست ، و ميخواست از مجلس بيرون برود ، ديگر باز معاويه فرمان داد : براى روز جمل هم سى هزار دينار ديگر بدان بيافزا ! « 2 » .
روزى عمرو عاص در ضمن سخن گفتن با عائشه بوى گفت : چه بسيار دوست مىداشتم كه روز جمل تو كشته شده بودى ! !
عائشه گفت : چرا اى بى پدر ؟
عمرو پاسخ داد : تو باجل خود مرده بودى ، و به بهشت مىرفتى ! و ما مىتوانستيم قتل تو را به عنوانبزرگترين بهانه براى كوبيدن جبهه علوى به كار ببريم ! ؟ « 3 »
تواريخ برخورد ديگى نيز از عمرو عاص و عائشه بازگو مىكنند ، بدين شكل كه روزى از نزد عائشه صحب كشته شدن ذ الثديه بدست امير المؤمنين ( ع ) به ميان آمد . راوى خبر مىگويدك عائشه به من گفت : اگر بكوفه رفتى براى من از مردمى كه ناظر اين حادثه بودند ، شهادتنامهاى تهيه كرده بياور !
من بكوفه رفتم و از هر گروه مردم شهر ، ده نفر را براى شهادت انتخاب كرده
هامش
( 1 ) « العقد الفريد » 1 / 229 و 2 / 68 ، چ دوم ، مصر .
( 2 ) مبرد : « الكامل » / 151 ، چ ليدن .
( 3 ) « المستدرك » 4 / 13 + « سير اعلام النبلاء » 2 / 141 + « ابن كثير » 8 / 303 .